با سلام به وبلاگ معلم كلاس ششم خوش آمديد؛ لطفاً با نظرات خود ما را ياري نمائيد؛ اميدوارم لذت ببريد و براي بهتر شدن وبلاگ نظر بدهيد؛ علم و هنر
زیارت عاشورا


تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 18:27 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

آن چه که مي خوانيد رياضيات به سبک شيخ بهايي است که از کتاب خلاصة الحساب شيخ بهايي که در سال 1311 قمري نوشته شده به فارسي برگردانده شده است اين کتاب شامل ده باب سي فصل در رياضيات پايه، نجوم، و سيارات می باشد.

 

در اين روش، در جمعچند عدد چند رقمي که زير هم نوشته شده به جاي آنکه اعداد از سمت راست جمع زده شوند، از سمت چپ جمع زده مي شوند. مثلا:

 

۹ ۴ ۵ ۶

۲ ۴ ۵ ۷

۹ ۵ ۶ ۳

۶ ۱‌

۶ ۱  

۳ ۱      

۰ ۲        

-----------

۰ ۵ ۷ ۷ ۱

 

همين طور که مي بينيد هيچ (ده بر يک يا بيست بر دو و يا...) بکار برده نمي شود

 

و براي ياد گيري خصوصا بچه ها بسيار راحت است.



تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 18:5 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |


تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 17:49 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |


تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 17:47 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |


تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 17:46 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |


تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 17:42 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |




تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 16:47 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |


تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 16:46 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |


تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 16:45 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 



تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 16:36 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |


تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 16:32 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |


تاريخ : جمعه 7 آذر 1393برچسب:, | 16:4 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

براي دانلود روي دانلود كليك كنيد



تاريخ : دو شنبه 3 آذر 1393برچسب:, | 15:14 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

براي دانلود روي دانلود كليك كنيد



تاريخ : دو شنبه 3 آذر 1393برچسب:, | 15:6 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

براي دانلود روي دانلود كليك كنيد



تاريخ : دو شنبه 3 آذر 1393برچسب:, | 14:48 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

براي دانلود روي دانلود كليك كنيد
 

 



تاريخ : دو شنبه 3 آذر 1393برچسب:, | 14:34 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

درخت بخشنده/ نوشته شل سیلور استاین، نقاش شل سیلور استاین، مترجم رضي هیرمندی، ‌تهران، نمایشگاه کتاب کودک، 1363[48] ص، مصور (رنگی)

خلاصه‌ي داستان:‌

روزی روزگاری درختی بود. ‌و او پسرک کوچولوئی را دوست می داشت. ‌و پسرک هر روز می‌آمد. و برگهایش را جمع می کرد، و از آن‌ها‌ کلاه می ساخت. از تنه‌اش بالا می رفت، و سیب می‌خورد. ‌پسرک هر وقت خسته می‌شد زیر سایه‌اش می‌خوابید. او درخت را دوست می‌داشت. ‌و درخت خوشحال بود. ‌اما زمان می‌گذشت، و پسرک بزرگ می شد و درخت اغلب تنها بود.

یک روز پسرک نزد درخت آمد. ‌درخت گفت:‌ پسر از تنه‌ام بالا بیا، با شاخه‌‌ها‌یم تاب بخور، سیب بخور و در سایه‌ام بازی کن. ‌پسرک گفت:‌ من دیگر بزرگ شده‌ام، می خواهم چیزی بخرم و سرگرمی داشته باشم. من پولی ندارم. من تنها برگ و سیب دارم. سیب‌ها‌یم را به شهر ببر، بفروش آن وقت پول خواهی داشت.

پسرک از درخت بالا رفت، سیبهایش را چید و برداشت و رفت.

اما پسرک دیگر تا مدتها بازنگشت. ‌درخت غمگین بود. تا یک روز پسرک برگشت.

درخت از شادی تکان خورد و گفت از تنه‌ام بالا بیا. پسر گفت:‌ آنقدر گرفتارم که فرصت بالا رفتن از درخت را ندارم. ‌من خانه‌ای می خواهم که خودم را در آن گرم نگاه دارم، زن و بچه می خواهم. ‌می توانی به من خانه بدهی؟ درخت گفت:‌ من خانه‌ای ندارم، تو می توانی شاخه‌ها‌یم را ببری و برای خود خانه‌ای بسازی.

آنوقت پسرک شاخه‌ها‌یش را برید تا برای خود خانه‌ای بسازد.

اما پسرک تا مدتها بازنگشت. ‌وقتی برگشت، درخت به او گفت:‌ بیا، پسر، بیا و بازی کن. ‌پسرک گفت:‌ دیگر آنقدر پیر و افسرده شده‌ام که نمی توانم بازی کنم. ‌قایقی می خواهم که مرا از اینجا به جائی دور برد. ‌تو می توانی بمن قایقی بدهی؟

درخت گفت:‌ تنه‌ام را قطع کن و برای خود قایقی بساز. و پسر تنۀ درخت را قطع کرد، قایقی ساخت و سوار بر آن از آنجا دور شد.

پس از زمانی دراز پسرک بار دیگر برگشت. ‌درخت گفت:‌ متأسفم که چیزی ندارم تا بتو بدهم.

پسرک گفت:‌ من دیگر به چیزی احتیاج ندارم. ‌بسیار خسته‌ام. ‌فقط جائی برای نشستن و آسودن می خواهم.

درخت گفت:‌ بسیار خوب، تا جایی که می توانست خود را بالا کشید، و گفت:‌ بیا پسر، بیا بنشین و استراحت کن.

و پسرک خیال کرد، درخت خوشحال بود.

 



تاريخ : دو شنبه 3 آذر 1393برچسب:, | 14:29 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

خفاش ديوانه/ نويسنده جين ويليس؛ تصويرگر توني راس؛ مترجم معصومه انصاريان؛ تهران: كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، 1387. ‌‌‍[28]ص. مصور (رنگي)

خلاصه داستان: روزي روزگاري، خفاشي بود كه همه چيزهاي دور و برش را وارونه مي‌ديد. خفاش براي اولين بار وارد جنگل شد. جغد دانا مي‌خواست براي خوشامدگويي به خفاش هديه‌اي بدهد. وي از حيوانات جوان جنگل خواست بروند و ببينند خفاش از چه چيزي خوشش مي‌آيد.

خفاش گفت دوست دارم يك چتر داشته باشم تا وقتي باران مي‌آيد پاهايم خيس نشوند.

بچه فيل گفت: چتر نمي‌گذارد سر خيس شود نه پا.

بز كوهي گفت: هر كس ممكن است اشتباه كند. آن‌ها‌ يك چتر نو به خفاش هديه دادند.

خفاش گفت: خوشحالم كه به من چتر داديد. چون همين حالا در آسمان زيرپايم ابر سياهي را مي‌بينم كه مي‌خواهد ببارد.

بچه زرافه خنديد و گفت آسمان بالاست نه پايين. خفاش باز هم حرف خنده دار ديگري زد. اگر باران شديد ببارد آب رودخانه بالا مي‌آيد و گوشهايم خيس مي‌شود.

بچه شير غريد: آب رودخانه پاها را خيس مي‌كند نه گوشها را.

خفاش ادامه داد: مي‌توانم روي سرم كلاه بگذارم كلاه مي‌افتد روي چمن بالاي سرم.

كرگدن گفت: چمن كه بالا نيست پايين است.

حيوانات جوان جنگل فكر كردند كه خفاش كاملاَ ديوانه است. دويدند تا ماجرا ‌را براي جغد دانا تعريف كنند. جغد دانا به حيوانات جوان جنگل نگاه كرد و گفت: من با چند پرسش ساده خفاش را امتحان مي‌كنم. بعد شما را آزمايش مي‌كنم.

جغد از خفاش پرسيد: ممكن است به چند آزمايش من جواب بدهي؟ خفاش گفت: بفرماييد.

پرسش اول: بگو ببينم درخت چه شكلي است. خفاش گفت: هر درختي يك تنه در بالا دارد و برگهاي فراواني در پايين.

بچه زرافه خنديد: درخت يك تنه در پايين دارد و برگهايي در بالا.

جغد گفت: پرسش دوم: حالا بگو كوه چه شكلي است؟

خفاش گفت: كوه يك دامنه در بالا و يك نوك تيز در پايين.

بز كوهي گفت: قله كوه بالاست نه پايين.

همه حيوانات جوان جنگل فرياد زدند: خفاش ديوانه شده است.

جغد گفت پرسش آخرمن: من مي‌خواهم به جز خفاش همه به اين پرسش پاسخ دهند.

جغد د انا گفت: پرسش سوم. آيا تا به حالا خواسته‌ايد مثل خفاش به چيزها نگاه كنيد؟

سپس جغد همه حيوانات را واداشت مثل خفاش از شاخه‌ها آويزان شوند.

بز كوهي گفت: خفاش راست مي‌گفت. قله كوه پايين است.

بچه زرافه گفت: تنه درخت بالاست و برگهايش پايين.

بچه كرگدن گفت: ببينيد! چمن بالاي سر ماست، آسمان كو؟ . . . نيست. در همين موقع باران قطره قطره شروع به باريدن كرد.

بچه شير گفت: آب رودخانه دارد بالا مي‌آيد، گوشهايم دارند خيس مي‌شوند.

بچه فيل گفت: انگار پاهاي من توي باران است.

خفاش چتر نو و قشنگش را به آن‌ها‌ قرض داد تا خيس نشوند.

بچه زرافه گفت: متشكرم. معذرت مي‌خواهم از اينكه گفتم تو ديوانه شده‌اي.

بقيه حيوانات هم گفتند ما هم معذرت مي‌خواهيم.

خفاش خنديد و گفت: خب ديگه ديوانه بازي در نياوريد.

 



تاريخ : دو شنبه 3 آذر 1393برچسب:, | 14:27 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

خرسی که می خواست خرس باقی بماند / نویسنده یورگ اشتانیر؛ مترجم ناصر ایرانی؛ تصویرگر یورگ مولر. تهرا ن: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. 1377، [32] ص، مصور (رنگی)

خلاصه‌ي داستان:

درختان برگ می ریختند و غازهای وحشی رو به جنوب پرواز می کردند. ‌سردی باد خرس را می آزرد. ‌او یخ کرده و خسته بود.

بوی برف را در هوا شنید و به سوی غار گرم و دلپذیرش رفت.

در لانۀ گرم خود به خوابی عمیق فرو رفت. خرسها در تمام طول زمستان می خوابند.

روزی حادثه‌ای اتفاق افتاد آدمیانی به جنگل آمدند و با خود نقشه و دوربین و ارّه آوردند و درختان را یکی پس از دیگری بریدند. ‌سپس ماشین و جرثقیل آوردند تا در دل جنگل یک کارخانه بسازند. ‌وقتی بهار فرا رسید، خرس از خواب بیدار شد. ‌غار او اینک زیر کارخانه بود.

خرس از غار بیرون آمد، با تعجب به کارخانه زُل زد. ‌در همین لحظه نگهبان کارخانه جلو دوید و داد زد:‌ اوهوی، عمو! چرا آنجا بیکار ایستاده‌ای؟

خرس گفت:‌ معذرت می خواهم از حضورتان، آقا ولی من یک خرسم.

نگهبان داد زد:‌ یک خرس؟ تو هیچی نیستی مگر یک کارگر تنبل و کثیف. ‌او آن قدر عصبانی بود که خرس را برد پیش رئیس کارگزینی، خرس در نهایت ادب به رئیس کارگزینی گفت من یک خرسم، آقا. رئیس کارگزینی گفت:‌ تو یک کارگر تنبل و کثیف هستی که باید حمام بروی تا قیافه آدمیزاد پیدا کنی. آن وقت خرس را پیش معاون بخش اداری برد.

وقتی خرس وارد اطاق معاون بخش اداری شد. ‌داشت تلفنی به کسی می گفت:‌ ما اینجا یک کارگر خیلی تنبل داریم که ادعا می کند خرس است. ‌و او را پیش رئیس بخش اداری فرستاد. وقتی خرس وارد اطاق رئیس بخش اداری شد. ‌او گفت چه موجود کثیفی، جناب رئیس می‌خواهد ببیندش. ببریدش خدمت ایشان.

جناب رئیس به حرفهای خرس خوب گوش داد، و دست آخر گفت:‌ جالب است! پس تو خرس، آره؟ تا وقتی ثابت نکنی که حقیقتاً خرسي من حرفت را باور نمی کنم.

خرس پرسید:‌ ثابت کنم؟ جناب رئیس جواب داد:‌ بله، چون من می گویم خرس‌های حقیقی را فقط در باغ وحش‌ها و سیرک‌ها می توان پیدا کرد. ‌دستور داد که خرس را با جیپ به نزدیکترین شهری ببرند که باغ وحش داشت. ‌خود نیز با اتومبیلش همراه او رفت.

خرس‌های باغ وحش همین که خرس غریبه را دیدند سرشان را تکان دادند و گفتند:‌ این خرس خرس حقیقی نیست. خرس حقیقی که سوار جیپ نمی شود. ‌خرس حقیقی، مثل ما، در قفس زندگی می کند. ‌خرس خشمگینانه فریاد زد:‌ شما اشتباه می کنید. ‌من خرسم! من خرسم!

جناب رئیس لبخند زد و گفت:‌ تو شهر بزرگ بعدی یک سیرک هست. ‌خرسهای سیرک بسیار باهوشند. می رویم آنجا تا تو حرفت را ثابت کنی. ‌خرسهای سیرک مدت بسیار زیادی به خرس غریبه چشم دوختند و بالاخره گفتند:‌ او شبیه خرس هست ولی خرس نیست. ‌خرس با اندوه جواب داد:‌ نه. کوچکترین خرس سیرک داد زد:‌ او چیزی نیست جز یک مرد تنبل که لباس پشمی پوشیده و حمام نرفته. ‌همه خندیدند. ‌جناب رئیس هم خندید. ‌خرس بیچاره به قدری غمگین بود که نمی دانست چه باید بکند.

و هنگامی که به کارخانه برگشت، برای خرس یک لباس کار آورد، و به او گفت ریشت را بزن، او مثل بقیه کارگران کارت حضور و غیاب را ساعت زد. ‌نگهبان کارخانه او را پشت ماشین بزرگی برد و به او گفت که چه باید بکند. ‌خرس سرش را تکان داد که یعنی چشم.

از آن به بعد خرس یک کارگر کارخانه بود و روز پس از روز، هفته پس از هفته، و ماه پس از ماه پشت ماشین می ایستاد و کار می کرد.

برگ درختان که زرد شد، حس خستگی در بدن خرس شروع کرد به ریشه دواندن. ‌هر چه برگها بیشتر و شادمانه تر در باد پاییزی می رقصیدند، خرس بیشتر و بیشتر خسته می شد. همکارانش مجبور می شدند صبحها او را از تختخوابش بیرون بکشند و چندان نگذشت که، بی آنکه دست خودش باشد، پشت ماشین به خواب می رفت.

یک روز نگهبان کارخانه پیشش آمد و داد زد:‌ تو داری به تولید کارخانه لطمه می زنی. ‌ما اینجا به کارگر تنبل بی عرضه‌ای مثل تو احتیاج نداریم. ‌تو اخراجی!

خرس ناباورانه به او نگاه کرد و پرسید:‌ اخراج؟ منظورت این است که من هر جا دلم بخواهد می‌توانم بروم. ‌نگهبان کارخانه داد زد:‌ نه، هیچ کس جلویت را نمی گیرد.

خرس فرصت را از دست نداد. ‌زود بقچه‌اش را برداشت و از کارخانه بیرون رفت.

یک شب و یک روز و سپس یک روز دیگر پیاده راه رفت. ‌او از میان برف کشان کشان به جنگل رفت. آن قدر رفت و رفت و رفت تا به یک غار رسید.

بیرون غار نشست و به خود گفت:‌ نمی‌دانم چه باید بکنم، ای کاش این قدر خسته نبودم. ‌او مدت بسیار درازی آنجا نشست به افق خیره شد، به زوزۀ باد گوش سپرد و به برف اجازه داد که روی او ببارد و بپوشاندش.

به خود گفت:‌ حتم دارم که یک چیز خیلی مهم را فراموش کرده‌ام، ولی آن چیز چیست؟ چه چیز را فراموش کرده‌ام؟

 



تاريخ : دو شنبه 3 آذر 1393برچسب:, | 14:26 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |



تاريخ : دو شنبه 3 آذر 1393برچسب:, | 1:2 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

دریای مازندران

موقعیت: استان‌های گلستان، گیلان و مازندران

طول دریای مازندران حدود ۱۰۳۰ تا ۱۲۰۰ کیلومتر و عرض آن بین ۱۹۶ تا ۴۳۵ کیلومتر است. این دریا دارای تنوع زیستی متفاوتی است كه مهمترین آن ماهی‌های خاویاری است هرچند كه به دلیل صیدهای غیرمجاز نسل ماهیان خاویاری ‌رو به انقراض است.

130
رودخانه به این دریا می‌ریزند که بزرگ‌ترین آنها رود ولگا است که هر سال به طور میانگین ۲۴۱ کیلومترمربع آب را وارد دریای مازندران می‌کند. دریای مازندران را به نام‌های دریای خزر، وركانه، گرگان و دریای كاسپین نیز می‌شناسند.

خزر نام قومی‌ است كه به همراه دیگر اقوام بیابان‌گرد شمال قفقاز، در زمان ساسانیان، بارها و بارها به سرزمین ایران ‌تاختند و پس از حضور کوتاه مدت خود معمولاً به دست سپاه ساسانی از مرزهای ایران بیرون رانده می‌شدند. در هیچ یک از نوشته‌های مؤلفان شرقی و غربی دوران پیش از اسلام نامی از "خزر" بر دریای شمال ایران دیده نشده ‌است. در نوشته‌های مؤلفین اسلامی، این دریا در کنار نام‌های دیگر، خزر هم نامیده شده ‌است.

دریای گرگان یا دریای ورکانه نام این دریاچه بزرگ در عهد هخامنشیان و همچنین اشکانیان است اما كاسپین از نام قوم کاسپی یا کاسی گرفته شده‌ که قبل از آریایی‌ها در کرانه‌های غربی تا جنوب غربی این دریا ساکن بوده‌اند و به تدریج تا کرانه‌های جنوبی آمدند.

 


دریاچه گَهَر

موقعیت: استان لرستان


دریاچه گَهَر یک دریاچه کوهستانی در ایران است که در منطقه حفاظت شده اشترانکوه بین بخش زز و ماهروی الیگودرز و دورود قرار دارد و سالانه حدود یكصد هزار نفر از آن دیدن می‌كنند. شما می‌توانید علاوه بر استفاده از آرامش این دریاچه ماهیگیری نیز كنید. این درحالی است كه به دلیل نداشتن راه ماشین‌رو تا حد زیادی از خرابی و آلودگی به دست انسان به دور مانده ‌است.


ساحل این دریاچه به جز در ضلع غربی و شرقی که ساحلی ماسه‌ای دارند برای شنا مناسب هستند اما در سایر نقاط دارای ساحلی صخره‌ای است که برای شنا مناسب نیست. در قسمت پایین دریاچه، جنگلی انبوه وجود دارد که در شرف نابودی است. در قسمت بالای آن نیز جنگلی انبوه وجود دارد که این جنگل هم در معرض خطر نابودی است. با حدود ۴۰ دقیقه پیاده‌روی می‌شود به دریاچه گَهَر دوم رسید. عمق آن کم است و ماهیان کف دریاچه را با کمی دقت می‌شود به خوبی دید. ماه‌های تیر و مرداد بهترین زمان سفر به این دریاچه ‌است.


دریاچه شورمست

موقعیت: استان مازندران


تورهای گردشگری زیادی به صورت یكروزه و دو روزه علاقه‌مندان را به بازدید از دریاچه شورمست در سوادكوه می‌برند. دریاچه شورمست، تنها دریاچه طبیعی شهرستان سواد‌کوه که وسعت آن ۱۵ هزار متر مربع و حداكثر عمق آن پنج متر است. این دریاچه در ۵/۵ کیلومتری شهرپل سفید واقع شده ‌است. دریاچه طبیعی شهرستان سوادکوه، در شش کیلومتری غرب شهر پل سفید و در ارتفاعات مشرف به این شهر در مجاورت روستای شورمست واقع شده ‌است.


منظره این دریاچه با جنگل اطراف آن که از درختان کهنسال و بلند قامت توسکا پوشیده شده، آن را به یکی از زیباترین اماکن موجود در شهرستان سوادکوه تبدیل ساخته ‌است. دریاچه شورمست به دلیل قرار گرفتن در شاهراه تهران شمال و وجود دو محور جاده آسفالته و راه آهن از موقعیت بسیار مناسبی برخوردار است.


دریاچه مهارلو

موقعیت: استان فارس


نام این دریاچه، برگرفته از نام روستای مهارلو از توابع شهرستان سروستان استان فارس است که در نزدیكی آن قرار گرفته است. وسعت این دریاچه 25 هزار هكتار بوده كه بخش عمده‌ای از این دریاچه بر اثر خشكسالی سال 1387 خشك شده و تنها 600 كیلومتر مربع آن باقی مانده است. مهارلو در غرب دریاچه بختگان كه امروز‌ كاملا خشك شده،‌ قرار گرفته است.


مهم‌ترین گونه پرنده این دریاچه فلامینگو است. از این دریاچه برای تهیه نمک صنایع استان فارس هم استفاده می‌شود. همچنین به دلیل سرازیرشدن فاضلاب آبزیانی كه در آن زندگی می‌كنند در خطر نابودی قرار گرفته‌اند. آب دریاچه مهارلو شور است که توسط سه رودخانه نوبه‌اى خشک،حمزه، سروستان و همچنین روان آب‌هاى کوه‌هاى مجاور تامین می‌شود. حداكثر عمق این دریاچه سه متر است.


دریاچه پریشان

موقعیت: استان فارس


دریاچه فامور یا پریشان یکی از زیباترین و بزرگ‌ترین دریاچه‌های آب شیرین ایران و خاورمیانه است که در بخش جره و بالاده شهرستان کازرون قرار گرفته است. مساحت این دریاچه 4300 هكتار است كه دور تا دور آن را کوه فراگرفته است.


این دریاچه دارای چهار گونه ماهی بومی به نام‌های ماهی زردک، ماهی سرخه، ماهی پرک و مار ماهی آب شیرین و همچنین چند گونه ماهی وارداتی نظیر ماهی کپور، ماهی فیتوفالک و آمور است که در سال ۱۳۶۸ به دریاچه وارد شده‌اند اما تنها کپور معمولی با شرایط دریاچه سازش پیدا کرد و دوگونه دیگر مشکلات متعددی را به وجود آورده‌اند. هر سال با آغاز فصل پاییز پرندگان زیادی از سیبری و كشورهای اسکاندیناوی به جمله زیستگاه‌ها و دریاچه‌های استان فارس مانند دریاچه پریشان كوچ می‌كنند و مناظر زیبایی را به وجود می‌آورند.

این دریاچه بر اثر سوزاندن بخش بزرگی از نیزارهای اطرافش به علت عملیات راهسازی در معرض خطر است. در طی این آتش سوزی‌ها هزاران قطعه لاک پشت و پرنده مهاجر از بین رفته‌اند. همچنین بخش اعظم این دریاچه به علت خشکسالی های اخیر خشک شده است. كارشناسان بر این باورند كه خشكسالی و برداشت بی‌رویه و غیر اصولی آب از مهمترین دلایل خشك شدن دریاچه پریشان می‌باشد.

 


دریاچه ارومیه

موقعیت: استان آذربایجان غربی

 


دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دائمی آسیای غربی است که در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته ‌است. وسعت این دریاچه۸۷۶ /۵۱ كیلومتر مربع است که حدود سه درصد مساحت کل کشور را دربر می‌گیرد. از نكات جالب درباره‌ این جاذبه طبیعی این است كه میزان نمک محلول در آب این دریاچه دو برابر اقیانوس‌ها است و به همین دلیل، هیچ ماهی و نرم‌تنی به جز گونه‌هایی از سخت‌پوستان در آن زندگی نمی‌کنند، آب آن هیچ‌وقت یخ نمی‌زند و شناگران نیز می‌توانند روی آن شناور بمانند.


دریاچه ارومیه 102 جزیره دارد كه البته برخی از آنها مانند جزیره كاظم داشی این روزها به یك كوه تبدیل شده‌اند. مدتی است كه ‌این دریاچه به دلیل پل میانگذر شهید كلانتری، احداث چاه‌های عمیق بسیار زیاد و غیرقانونی و ساخت سد روی رودخانه‌هایی كه دریاچه را تغذیه می‌كردند در خطر خشكسالی شدید قرار دارد.


دریاچه زریوار

موقعیت: استان كردستان


دریاچه آب شیرین زریوار یكی از مهم‌ترین دریاچه‌های غرب كشور است كه در سه كیلومتری مریوان قرار دارد. مساحت این دریاچه 720 هكتار است كه حداكثر شش متر عمق دارد. وجه‌ تسمیه‌ زریوار و زریبار كه‌ هر دو در منطقه‌ متداول‌ است‌، به‌ واژه‌ "زری" كه‌ در زبان‌ كردی‌ به‌ معنی‌ دریاچه‌ است‌، باز می‌گردد. پسوند "دار" و "بار" پسوند تشبیهی‌ و زریبار یا زریوار به‌ معنی‌ دریاچه‌وار است‌.


درباره‌ این‌ دریاچه‌ افسانه‌های‌ متعددی‌ وجود دارد كه‌ مشهورترین‌ آنها حکایت از وجود شهری‌ مدفون‌ در زیر آب‌های‌ دریاچه‌ دارد‌. در این دریاچه ماهی‌هایی چون سیاه ماهی خالدار، سیاه ماهی معمولی و عروس ماهی و همین طور 31 گونه پرنده بومی‌و مهاجر زندگی می‌كند. اگر به دریاچه زریوار سفر كردید، ماهی كباب‌هایی كه كنار این دریاچه پخته می‌شوند و قایقرانی روی آن به طور حتم خاطرات خوبی برای‌تان می‌سازند.


دریاچه اوان

موقعیت: استان قزوین


اگر روزی خواستید قلعه الموت را ببینید دریاچه اوان را از یاد نبرید. این دریاچه که بیش از 70 هزار متر مربع مساحت دارد، در ارتفاع هزار و 800 متری از سطح دریا واقع شده‌ و تنها از آب چشمه‌های زیرزمینی موجود در بستر دریاچه تغذیه و تنها بخش ناچیزی از آن هنگام بارندگی تامین می‌شود اما به صورت سطحی و کم. غلیان دائمی ‌آن باعث صافی و زلالی آب دریاچه شده ‌است.

عمیق‌ترین بخش اوان به 5/7 متر می‌رسد که در جنوب شرقی آن واقع شده ‌است البته برخی از مسئولان عمق دریاچه را بین یک تا 20 متر تخمین زده‌اند. از سرریز آب دریاچه نیز رود کوچکی تشکیل می‌شود که آب آن مورد استفاده کشاورزان روستاهای کوشک و آیین است. در تابستان این دریاچه محل ماهی‌گیری، آب‌تنی و قایقرانی و در پاییز، مأمن پرندگان مهاجر مانند قو، غاز، مرغابی و در زمستان با توجه به برودت هوا و یخ زدن سطح آن قابل اسکی‌سواری است.


دریاچه حوض سلطان

موقعیت: شمال قم

اغلب تورهای گردشگری كه برای دیدن كاشان و یا زیارت حضرت معصومه (س) به قم می‌روند،‌ سری هم به دریاچه آب شور حوض سلطان می‌زنند. دریاچه نمک حوض سلطان در ۴۰ کیلومتری شمال قم و به مساحت تقریبی ۲۴۰ کیلومتر مربع ‌است‌. وسعت و شکل دریاچه متناسب با ورود آب و میزان بارندگی آن درفصول مختلف سال متفاوت است. در مواقع بارندگی و ذوب برف‌های ارتفاعات اطراف، چون بر میزان آب ورودی افزوده می‌شود، وسعت آن زیاد و در غیر از این ایام، وسعت آن کم می‌شود. بدین ترتیب سطح آب دریاچه پیوسته در نوسان است. این دریاچه از دو چاله جدا از هم تشکیل شده ‌است.

چاله غربی به نام حوض سلطان و چاله شرقی به نام حوض مره‌ است که به‌وسیله یک آبراهه به هم وصل می‌شوند. رودهای متعددی به این دریاچه وارد می‌شوند که از اراضی شوره‌زار ونمکی اطراف عبور می‌کنند. حوض سلطان در سال ۱۸۸۳ میلادی و بر اثر ساخت جاده شوسه تهران قم تشکیل شد.


دریاچه ولشت

موقعیت: استان مازندران

دریاچه کوهستانی ولشت در کیلومتر 25 جاده چالوس کرج، شهر مرزن‌آباد واقع شده، دریاچه ولشت یکی از 10 دریاچه آب شیرین کشور است که در این منطقه واقع شده و محیط زیست مناسبی را برای پرندگان و آبزیان فراهم كرده است. گونه‌های گیاهی و جانوری کلاردشت نیز از دیگر ویژگی‌های آن هستند.

این دریاچه در ارتفاع یک هزار متری از سطح دریای خزر قرار دارد. مسیر دسترسی به آن از شهر چالوس و از طریق کندوان و محور ارتباطی چالوس به تهران آغاز و پس از طی 23 کیلومتر و بعد از پل کجور و گذر از سربالایی‌ها و پیچ‌های جنگل تا کنار دریاچه ادامه می‌یابد. حضور گردشگران بدون نظارت طی سال‌های گذشته طبیعت این منطقه آسیب‌پذیر و اکوسیستم طبیعی آن را دگرگون کرده است. از جمله ورود آلاینده‌های محیطی، حیات انواع آبزیان چون ماهی سفید، اردک ماهی، شاه کولی و حتی جلبک‌ها و پلانگتون‌ها را در معرض تهدید قرار می‌دهد.


دریاچه نِئور

موقعیت: مرز بین گیلان و اردبیل

دریاچه نِئور دریاچه‌ای ما بین شهر اردبیل و شهر خلخال در مرز بین استان گیلان و استان اردبیل است. این دریاچه در ۴۸ کیلومتری جنوب شرقی اردبیل به‌طرف خلخال در یکی از دره‌های کوهستان باغیرو و در ارتفاع ۲۵۰۰ متری از سطح دریا با مساحتی بالغ بر ۲۱۰ هکتار و عمق متوسط ۵ متر است.

پس از طی چهل کیلومتر از شهر اردبیل به سمت شهر خلخال به ده بودالالو می‌رسیم. سپس می‌بایست جاده‌ای به طول سیزده کیلومتر را به سمت بالای کوه طی کرده تا به دریاچه رسید. این دریاچه دارای نوعی ماهی به نام قزل‌آلای رنگین کمان می‌باشد. جاده کوهستانی برای رسیدن به این دریاچه آسفالت بوده، ولی جاده دور دریاچه خاکی می‌باشد. متأسفانه نزدیک به دو سال است که ماهی در دریاچه وجود ندارد.

ماهی‌های دریاچه نئور هر سال پیش از زمستان صید و جمع‌آوری می‌شوند زیرا در اثر یخ زدن دریاچه این ماهی‌ها نمی‌توانند در زمستان زنده بمانند و پس از زمستان دوباره ماهی‌های کوچک پرورشی در نئور رها می‌شوند. با بهره‌گیری از آب این دریاچه، تعدادی استخر پرورش ماهی نیز در پیرامون اردبیل درست شده‌ است.


دریاچه قله سبلان
موقعیت: استان اردبیل


سبلان، از کوه‌های مرتفع ایران است که در شمال غرب کشور و در استان اردبیل قرار دارد. سبلان سومین قله بلند ایران (پس از دماوند و علم‌کوه) و یک کوه آتشفشانی غیرفعال است. ارتفاع قله این کوه ۴۸۱۱ متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد. سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی آلوارس مورد توجه گردشگران است.


کوهستان سبلان از کانون های مهم آبگیر دائمی رودهای آذربایجان می باشد. دامنه های شمالی آن به دره رود قره سو و اهرچایی و دامنه های جنوبی آن به شاخه ها ی آجی چای منتهی می گردد. بنابراین سبلان بخش عمده ای از آب های حوضه رود ارس و دریاچه ارومیه را تامین می کند در دامنه های سبلان چشمه های فراوان آب گرم و آب سرد معدنی وجود دارد که در فصول مختلف مورد استفاده اهالی مشکین شهر و گردشگران قرار می گیرد. در بالای قله سبلان حفره ای وجود دارد که دهانه آتش فشان سبلان بوده است و امروزه به صورت دریاچه ای در فصل گرم ظاهر می شود.

 

 



تاريخ : دو شنبه 2 آذر 1393برچسب:, | 23:46 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

 


براي دانلود فايل تشبيه اينجا كليك نماييد

 



تاريخ : یک شنبه 2 آذر 1393برچسب:, | 15:3 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

ضرب المثلی که از دیرباز میان مردم رد و بدل می شود، به کسی اطلاق می شود که به اصطلاح، خودش را بسیار می گیرد. یعنی به زبان صریح تر، کسی که از خودراضی باشد و تکبر و خودبینی اش دیگران را آزار دهد، مردم درباره اش می گویند فلانی از دماغ فیل افتاده

مهدی پرتوی آملی، نویسنده و محقق کتاب جامع «ریشه های تاریخی امثال و حکم» معتقد است که ریشه این ضرب المثل به زمان حضرت نوح باز می گردد داستان از این قرار بود که حضرت نوح که از سوی خداوند مامور می شود تا از تمام موجودات کره زمین یک جفت در کشتی معروفش بگذارد تا سیل و طوفان نسل آنان را منقرض نکند، یک روز دید که کشتی پر از فضولات حیوانات شده است. همراهان حضرت نوح گله به نزد پیامبر می برند و او هر چه می اندیشد برای تخلیه فضولات آن همه حیوان، فکری به ذهنش نمی رسد. پس دست به دعا می برد و از خداوند می خواهد که در این طوفان، آنان را از فضولات و بوی آن نجات دهد. خداوند هم به او دستور می دهد که دستی به پشت فیل بزند. حضرت نوح به محض این که دستور را می شنود، آن را عملی می کند. دستی به پشت حیوان عظیم الجثه یعنی فیل می زند و ناگهان از دماغ بزرگ فیل، یعنی خرطومش یک خوک می افتد زمین. خوک هم به محض این که پایش به زمین می رسد شروع می کند به خوردن فضولات و کثافات و کشتی ظرف چند ساعت، مثل روز اول، پاک و پاکیزه می شود.

در همین هنگام می گویند، ابلیس که از پاکیزگی کشتی ناراحت شده بود، دست به پشت خوک می زند و ناگهان از دماغ خوک، موشی بیرون می جهد. موش شروع می کند به خرابکاری و آنقدر به کارش ادامه می دهد که نزدیک است کشتی سوراخ شود. خداوند که این را می بیند به نوح دستور می دهد تا دوباره دستی به پشت شیر بمالد. هنوز حضرت نوح دستش را از پشت شیر برنداشته بود که ناگهان از دماغ شیر درنده، گربه به زمین می افتد و به دنبال موش می افتد. پس طبق روایات اسلامی سه حیوان پس از طوفان نوح به جهان هستی گام گذاشتند و پیش از آن وجود نداشتند: خوک، گربه و موش.
حال ببینیم ارتباط خوک که از دماغ فیل افتاده است چه ربطی دارد به آدم های متکبر و از خود راضی مهدی پرتوی آملی در این باره آورده است: «از آنجا که فیل حیوان عظیم الجثه ای است و عظمت و هیبتش دل شیر را می لرزاند، لذا آنچه از دماغ فیل افتاده: «حتی اگر خوک مفلوک هم باشد» در مورد افراد خودخواه متکبر معجب مورد استفاده و ضرب المثل قرار گرفته است» اما به نظر می رسد که چهره خود خوک هم در کاربرد این ضرب المثل درباره آدم های از خود راضی، بی ارتباط نیست.

خوک همان طور که همگان می دانند دماغی سربالا دارد و چشم های ریزش هم طوری است که انگار همیشه از بالا، آن هم از بالای دماغ سربالایش به بقیه چیزها نگاه می کند. چنانچه اصطلاح دیگری هم در مورد آدم های از خود راضی به کار می رود: «طرف چنان دماغش را بالا می گیرد و راه می رود که انگار از دماغ فیل افتاده »

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 15:10 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

آورده اند که در روزگاران گذشته دزدی بود که با دزدهای دیگر فرق داشت . او با اینکه دزد بود ، جوانمرد بود . تنگدستی او را به دزدی وادار کرده بود ، اما هنوز خوی جوانمردی را از دست نداده بود . یک شب این دزد جوانمرد از دیوار یک کارگاه حریر بافی بالا رفت تا کمی حریر از آنجا بدزدد . با کمال تعجب دید که چراغ کارگاه روشن است و هنرمند حریر باف هنوز مشغول کار است . با خود گفت : ” این هم بدشانسی امشب ما . ” خواست برگردد که متوجه شد حریر باف ضمن بافتن حریر ، با خود چیزی می گوید . به دقت گوش داد و متوجه شد که هنرمند حریر باف می گوید : ” ای زبان سرخ ! خواهش می کنم دست از سر من بردار و فردا سر مرا بر باد نده . ”

دزد ، کنجکاو شد و ایستاد . حریر باف تا نزدیک صبح به بافتن پارچه حریر ادامه داد ، اما گاه ، از زبانش درخواست می کرد که مواظب حرف هایی که می زند باشد و فردا سر او را بر باد ندهد . دزد ، نگاهی به حریر انداخت . واقعا ً زیبا بود . دلش می خواست حریر باف بخوابد و او حریر را بدزدد و بفروشد و با پول آن زندگیش را بچرخاند . نقش هایی که حریر باف روی پارچه حریر ، بافته بود ، آن قدر قشنگ و دلربا بود که چشم هر بیننده ای را خیره می کرد . مطمئن بود که پول خوبی از فروش آن به دست می آورد . اما دیگر دزدی آن پارچه حریر ، برایش اهمیت زیادی نداشت . او می خواست بداند که فردا حریر باف به کجا می رود و چرا این قدر به زبانش التماس می کند که مواظب حرفهایش باشد و حرفی نزند که باعث مرگش شود . حریر باف کارش تمام شد . توی کارگاه دراز کشید و چرتی زد . صبح که شد ، از خواب برخاست . پارچه ای را که بافته بود ، توی بقچه ای پیچید و براه افتاد . دزد از یک فرصت استفاده کرد و پیش از او از کارگاه خارج شد . بعد هم سر راه حریر باف سبز شد و بعد از سلام و احوالپرسی گفت : ” کجا می روی ؟ “حریر باف گفت : ” می روم دربار حاکم ، این حریر زیبا را برای او بافته ام . آدم های معمولی به اندازه کافی پول ندارند که چنین حریر زیبایی را بخرند . ”

دزد گفت : ” فهمیدم ، حریر را برای حاکم می بری که پول خوبی از او بگیری . ” حریرباف گفت : ” شاید ! خدا می داند . شاید هم پولی نگیرم و حاکم دستور بدهد جلاد سرم را از تنم جدا کند . “

دزد می خواست از او بپرسد که چرا این چنین فکر می کند ، اما بهتر دید که خودش همراه او به قصر حاکم برود و ماجرا را از نزدیک ببیند . به همین دلیل ، به حریر باف و گفت : ” مرا هم با خودت به قصر ببر . خیلی دلم می خواهد از نزدیک قصر حاکم را ببینم . ” حریر باف که نگران و مضطرب بود ، از پیشنهاد او بدش نیامد و با خود گفت : ” بگذار او را همراه خودم ببرم . شاید همراهی او باعث شود که کمتر دلشوره داشته باشم .” حریر باف و دزد ، هر دو راه افتادند تا به قصر حاکم رسیدند . حریرباف در مقابل حاکم احترام کرد و حریری را که بافته بود ، به او تقدیم نمود . حاکم بقچه را باز کرد ، پارچه حریر را بیرون آورد و در مقابل چشم درباریان ، آن را روی میزی که در کنارش بود ، پهن کرد . همه از دیدن پارچه ای به آن زیبایی و خوش نقش و نگاری تعجب کردند . هر کس درباره زیبایی و ارزشمند بودن آن حرفی می زد . حاکم هم خوشحال بود که چنان پارچه لطیف و زیبایی به او هدیه شده است . حاکم تصمیم گرفت پاداش خوبی به هنرمند حریر باف بدهد . برای اینکه کمی با استاد حریر باف حرف زده باشد ، به او گفت : ” واقعا ً تو هنرمندی . دستت درد نکند . حالا بگو ببینم این پارچه ارزشمند به چه دردی می خورد ؟ چه استفاده ای از آن بکنیم ، خوب است ؟

استاد حریر باف کمی مکث کرد و گفت : ” حیف است از این پارچه لباس تهیه شود . بهتر است دستور دهید آن را به خزانه ببرند و در جای امنی نگه دارند . بعد هم وصیت کنید که بعد از مرگ شما ، این پارچه را روی تابوتتان بکشند تا همه به تابوت شما خیره شوند و با چشم حسرت نگاه کنند . ” حاکم از شنیدن حرف های حریر باف ، ناراحت شد و فریاد زد : ” مردک ! خجالت نمی کشی ؟ در حضور من ایستاده ای و از مرگم حرف می زنی ؟ این حریر را توی آتش بیندازید تا بسوزد و نابود شود . این مردک حریرباف را هم بکشید و زبانش را از حلقومش بیرون آورید . ” حاکم پارچه را جمع کرد و جلوی پای مامورانش انداخت . چند مأمور بلافاصله سراغ استاد حریر باف رفتند و او را دستگیر کردند تا ببرند و دستور حاکم را درباره اش اجرا کنند . اوضاع قصر حاکم به هم ریخت . در این هنگام ، دزد با صدای بلند گفت : ” جناب حاکم ! امر ، امر شماست ، اما من اجازه می خواهم راز حرفهای حریر باف را برای شما بگویم ، بعد ، هرچه فرمان دادید ، اجرا خواهد شد . ”

حاکم با بی میلی اجازه داد که دزد حرفش را بزند . کسانی که در قصر بودند ، سکوت کردند . دزد پیش رفت و گفت : ” ای حاکم بزرگ ! از قدیم گفته اند : راستگو باش تا رستگار شوی . کار من دزدی است . من دیشب برای دزدی حریر ، به کارگاه این مرد رفتم . اما وقتی دیدم که تا صبح ، ضمن بافتن حریر ، به زبان سرخش التماس می کند که مواظب حرفهایش باشد تا موجب مرگش نشود ، تعجب کردم . به جای دزدی حریر ، تا صبح ایستادم و صبح نیز تا اینجا او را همراهی کردم . او قصد توهین نداشته ، اما زبانش به التماس های او گوش نکرده و باعث شده سر سبزش را بر باد دهد . ”

حاکم کمی فکر کرد . پارچه را برداشت ، به دزد داد تا کار کند و دزدی نکند . به او گفت : ” این پاداش جوانمردی توست .” استاد حریرباف را بخشید . پول خوبی به او داد و گفت : ” دیگر حرف نزن ، برو به کارگاهت و کار کن . اما خودت پارچه ها را به قصر من نیاور ، به وسیله همین دوستت برایم بفرست . من خودم می دانم که با این پارچه های ارزشمند چه کنم . ” از آن به بعد ، به کسی که مواظب حرف زدنش نیست و حرف هایش موجب درد سر او می شود ، می گویند :

 ” زبان سرخ ، سرسبز می دهد بر باد . “

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 15:8 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

روان شناسان معتقدند، ظاهر هر فردی، اولین شکل ارتباط را شکل می دهد و بیش از دیگر گزاره های ارتباطی حائز اهمیت است.

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 15:6 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

خانم محترم، آقای عزیز، چهار دیواری وقتی اختیاری است که در بیابانی بنا شده باشد. چهاردیواری هایی که به هم چسبیده اند ضرب المثل دیگری دارند. شاید پاتو بیشتر از گلیمت دراز نکن یا یه چیزی تو این مایه ها ...

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 15:4 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

هر کاری را بهتر است طبق اصول ان انجام دهیم تا موفق بوده و نتیجه ی درستی بگیریم .برای شرکت در جمع باید قواعدی را رعایت کنیم.

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 15:1 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

رعایت آداب بسیار مهم و با ارزش است و حتی نشانی از نوع و مرتبه شخصیتی هر فردی محسوب می گردد.  غذا خوردن همچون سایر امور آدابی دارد که هر یک از ما سعی می کنیم حتی المقدور آن را به هنگام مهمانی ها و یا میزبانی خود رعایت کنیم. در این یادداشت سعی شده است، نه تنها به آداب غذا خوردن در محافل عمومی بپردازیم بلکه اصول آن را  چهارچوب خانواده های اصیل ایرانی هم  مد نظر بگیریم

به ادامه مطالب برويد و ببينيد

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:59 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

متن كامل در ادامه ي مطالب



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:57 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

اگر برای شما مهمان آمده و میزبان هستید ، باید بدانید که رفتارهایی جزء آداب مهمانداری است که بهتر است آنها را بشناسید.


یكی از سنت های پسندیده اسلامی كه بر آن بسیار تأكید شده است، مهمان دوستی یا میزبانی است و برای اینكه مهمان داری منشأ خیر و بركت باشد، آدابی دارد كه به برخی از آنها اشاره می كنیم.

استقبال از مهمان

 

 

استقبال از مهمان و دست دادن از نخستین وظایف میزبان در برابر مهمان است. چنان كه رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «هنگام ملاقات و نخستین برخورد، سلام كنید و دست بدهید تا گناهانتان ریخته شود». 1

در حقیقت، در اولین برخوردهاست كه مهمان، میزان علاقه مندی میزبان را از ملاقات با خویش درك می كند. ازاین رو، برخورد اولیه هر اندازه با خوش رویی، گرمی و صمیمیت بیشتری همراه باشد، علاقه مندی مهمان به مهمانی بیشتر می شود.

گرامی داشتن مهمان

مهمان، عزیز و گرامی است. بنابراین، از هر گروه كه باشد، پیر یا جوان، كوچك یا بزرگ، غریبه یا آشنا، ثروتمند یا فقیر، باید با او برخورد مناسبی شود؛ زیرا تا او مهمان است، محترم است.

 

 

امام علی(ع) در این باره می فرماید: «اَكْرِمْ ضَیفَك وَ انْ كانَ حَقیراً؛ مهمان خود را گرامی دار، اگر چه حقیر و كوچك باشد».3

 

 

سلمان فارسی می گوید: خدمت پیامبر رسیدم درحالی كه حضرت بر بالشی تكیه داده بود. پیامبر آن را به عنوان احترام به من داد و فرمود: «ای سلمان، هر مسلمانی كه برادر مسلمانش بر او وارد شود و جهت احترام برای او بالشی بگذارد، خدا او را می آمرزد». 4

 

 

برو میهمان را گرامی شمار /چه باشد بزرگ و چه خرد و چه خوار.5

 

بزرگداشت نعمت خدا

از آداب میزبانی آن است كه نباید هر آنچه را از نعمت های خداوند برای پذیرایی از مهمان فراهم آورده است، كم ارزش پندارد و با تعارف های دروغین مانند: «لایق شما نیست» یا «چیز قابل داری نیست»، نعمت های خداوند متعال را تحقیر كند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این مورد می فرماید:

 

 

در گناه كاری انسان، همین بس كه آنچه را برای برادرش در میزبانی آنان حاضر می كند، كم ارزش و ناچیز پندارد.6

پرهیز از تكلف

 

 

پذیرایی از مهمان نباید برای میزبان، تكلف آور و مشقّت بار باشد. در غیر این صورت، مهمان به جای رحمت، مایه زحمت خواهد بود. حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله است كه می فرماید: «لاتَكلَّفُوا الضَّیف؛ برای مهمان تكلف مكنید7 همچنین در جای دیگر می فرماید: «لایتكلّفنَّ أحَدٌ لِضیفهِ ما لایَقدرُ؛ هیچ كس نباید آنچه را قادر نیست، به زحمت، برای مهمان فراهم كند».8

 

 

نقل است كه «مردی حضرت علی(ع) را به مهمانی دعوت كرد، او دعوت را به این شرط پذیرفت كه صاحب خانه چیزی از بیرون تهیه نكند و مهمانی، فشار و ستمی را بر خانواده اش وارد نسازد».  9

روایت كرده اند كه هرگاه مهمانی به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمد، حضرت با او غذا می خورد و از سفره دست نمی كشید تا آنكه مهمان از غذا خوردن دست می كشید

 

 

بهتر است میزبانی بدون تكلف را از سلمان بیاموزیم. ابووائل می گوید: به اتفاق دوستی به خانه سلمان رفتیم. هنگام غذا، مقداری نمك و نان معمولی جلو ما گذاشت و گفت: اگر حضرت رسول صلی الله علیه و آله از تكلف نهی نكرده بود، غذای بهتری فراهم می كردم. دوستم گفت: كاش همراه این نمك مقداری سعتر (آویشن) هم بود. سلمان رفت و ظرف آب خویش گرو نهاد و آن را تهیه كرد. وقتی غذا تمام شد، دوستم گفت: خدا را شكر كه به روزی خدا قانع هستیم. سلمان گفت: اگر قانع بودی، الان ظرف آب من در گرو نبود.10

سلمان اهل تكلف نبود، ولی وقتی مهمان خواسته ای را بر زبان آورد، ناچار شد برای رضایت خاطر او آن را فراهم كند.

پرهیز از ریا و خودنمایی

میزبانی از مهمان نباید با انگیزه های ریاكارانه، حساب گرانه و مصلحت اندیشانه باشد. گاهی اصل مهمانی دادن، ریاكاری است. حتی نوع غذا دادن، محل اطعام و كیفیت سفره چیدن و دعوت مهمانی، تظاهر و خودنمایی است. همه این كار ها نارواست و موجب هدر رفتن نعمت های الهی می شود و پی آمد آن، نارضایتی خداوند از میزبانی است.

 

 

پیامبر خدا فرموده است: هركس از روی ریا و خودنمایی مهمانی دهد، در روز قیامت، خداوند همانند آن را از طعام های دوزخی به او می خوراند.11

میزبانی از فقیران و ثروتمندان

میزبان نباید مهمانی را فقط به افراد خاص نظیر ثروتمندان اختصاص دهد و دیگران را از آن محروم كند. او در مهمانی ها فقط باید رضایت خدا را در نظر بگیرد.

 

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «هركس را كه برای خدا دوست داری و به خاطر خدا مورد محبت توست، به مهمانی دعوت كن12

 

 

همچنین می فرماید: بدترین مهمانی ها آن است كه ثروتمندان و بی نیازان به آن دعوت می شوند و گرسنگان از آن باز داشته می شوند.13

پرهیز از واداشتن مهمان به كار كردن

 

 

از دیگر آداب میزبانی، به زحمت نینداختن مهمان است. او باید تا آنجا كه امكان دارد امور مهمانی را خودش انجام دهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «سَخافَهٌ بِالمَرْءِ اَنْ یَسْتخدمَ ضَیفَهُ؛ از سبك عقلی مرد آن است كه مهمان خویش را به خدمت گیرد».14

 

 

شبی امام رضا(ع) مهمان داشت. در میان صحبت، چراغ نقصی پیدا كرد. مهمان دستش را پیش آورد تا چراغ را درست كند. امام نگذاشت و خود این كار را انجام داد و فرمود: «اِنّا قومٌ لانَستخدمُ أضیافَنا؛ ما قومی نیستیم كه مهمان را به خدمت گیریم».15

میزبان نباید به گونه ای رفتار كند كه به گمان مهمان، اسباب رفتنش را آماده می كند. برای مثال، ساك مهمان را ببندد، كفش هایش را جفت كند یا بگوید تشریف داشتید، بلكه باید به شیوه ای رفتار كند كه نشانه تمایل میزبان به ماندن مهمان باشد، البته بدون تظاهر

همراهی با مهمان در غذا خوردن

 

 

بهتر آن است كه میزان هنگام پذیرایی از مهمان خود حضور داشته باشد و در خوردن غذا یا میوه و شیرینی او را همراهی كند تا او احساس غربت، تنهایی یا شرم نكند. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «همراه مهمان غذا بخور؛ زیرا مهمان شرم دارد به تنهایی غذا بخورد».16

 

 

روایت كرده اند كه هرگاه مهمانی به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمد، حضرت با او غذا می خورد و از سفره دست نمی كشید تا آنكه مهمان از غذا خوردن دست می كشید.17

فراهم نكردن اسباب رفتن مهمان

میزبان نباید به گونه ای رفتار كند كه به گمان مهمان، اسباب رفتنش را آماده می كند. برای مثال، ساك مهمان را ببندد، كفش هایش را جفت كند یا بگوید تشریف داشتید، بلكه باید به شیوه ای رفتار كند كه نشانه تمایل میزبان به ماندن مهمان باشد، البته بدون تظاهر.

 

 

پیشوایان معصوم(ع) به دلیل علاقه به مهمان، هیچ گاه او را هنگام رفتن یاری نمی دادند. نقل شده است كه مهمانانی نزد امام صادق(ع) آمدند و امام از ایشان پذیرایی كرد. وقتی قصد رفتن كردند، امام زاد و توشه راه و هدیه هایی به ایشان عطا كرد و به خدمت كاران خود فرمود از آنان كناره گیری كنند و كمكشان نكنند. آنگاه فرمود: «انّا أهلُ بَیْتٍ لانُعُینُ اَضیافَنا عَلی الرِّحلَةِ مِن عِندَنا؛ ما اهل بیت راضی نمی شویم كه مهمان از نزد ما برود».18

بدرقه و مشایعت مهمان

بدرقه مهمان از آخرین وظایف میزبان است. بهتر است این كار تا در خروجی خانه باشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «مِن حَقِّ الضَّیف أنْ تَمشی مَعَهُ فتُخرجَه مِن حَریمِك الی الباب؛ از حق مهمان، همراهی كردن با او تا در خروجی خانه است.»19 همچنین فرموده است: «از حقوق مهمان بر تو آن است كه هنگام خروج از خانه بدرقه اش كنی»

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:56 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

وقتی بین غریبه ها شهر خودمان را تحویل می گیریم، وقتی در بین مردم شهرهای دیگر دوست داریم از شهر ما به نیکی یاد شود و ... ،یعنی عاطفه شهروندی داریم. اما شهروندی بیش از یک عاطفه است .شهروندی آدابی هم دارد.

 


 

آداب شهروندی چه سودی برای ما دارد؟

شاید اینطور به نظر بیاید که رعایت آداب شهروندی کاری است که تنها جنبه اخلاقی دارد و سودی را شامل ما نخواهد کرد اما اصلا اینطور نیست وقتی یک شهر از لحاظ فرهنگی بدرخشد، اقبال عمومی از آن شهر بیشتر خواهد شد. همین اقبال، موجب گردشگری بیشتر، رونق مشاغل و ... خواهد بود. از لحاظ روانی هم تاثیر خوبی بر شهروندان خواهد داشت. کسی که به شهر خود و اهلیت خود افتخار کند روحی سالمتر خواهد داشت، تا کسی که از شرم ،محل تولد و سکنای خودش را پنهان کند.  

کسی که انسان با فرهنگی است شهر را هم مثل خانه خودش می داند . در این صورت نه تنها خودش رعایت خواهد کرد بلکه از بی ملاحظگی دیگران هم ناراحت خواهد شد و وقتی این حساسیت در شهری ایجاد شد آن شهر خیلی زود به محلی ایده آل برای زندگی تبدیل خواهد شد. همین تبلیغ برای هر شهری موجب رونق آن شهر خواهد شد. 

شهروندی گاهی چنان افراد را به هم نزدیک می کند که می توان ادعا کرد ازدواج افرادی که هر دو اهل یک شهر هستند بهتر است از ازدواج دو نفر از دو شهر مختلف. زیرا شهروندی می تواند خاستگاه احساسات مشترک و رفتارها و عادات مشترکی شود. لذا اگر یک جامعه شناس یا یک گردشگر بتواند از طرز رانندگی، اخلاق فرد در هنگام برخورد و... بدون در نظر گرفتن لهجه ، اهلیت یک نفر را تشخیص دهد، عجیب نخواهد بود. 

آداب شهروندی چیست؟

بعضی از آداب شهروندی مربوط به رفتارهای ما در قبال شهروندانمان و بعضی مربوط به نگهداری از شهرمان است. برخورد ما با یک عابر غریبه در خیابان، نوع استفاده ما از وسائل عمومی، پوشش و رفتارمان در سفرهای درون شهری، چگونگی برخورد در معاملات، و ... همه تابلوی است که شهر ما را به دیگران معرفی می کند.  از اینها ساده تر اگر می خواهید مردم شهری را بشناسید کافی است در آن شهر از وسائل نقلیه عمومی استفاده کنید. متروی تهران شفافترین دوربین برای بازتاب خصوصیات درونی ترین لایه اجتماعی مردم تهران است. 

باغچه ی کنار خیابان، همان گلدان داخل خانه شماست

یکی از ساده ترین آداب شهروندی استفاده صحیح از وسائل عمومی است. وقتی من اجازه دهم کودکم برای بازی، باغچه ی کنار خیابان را خراب کند و نسبت به آن حساسیت نداشته باشم، نباید ناراحت شوم که در جای نابسامانی که هیچ نظمی ندارد، زندگی کنم. البته این کار من یک ضرر دیگر را هم متوجه من خواهد کرد اینکه کودکم به زودی باغچه ی داخل حیاط را هم خراب خواهد کرد و فرقی بین آن دو قائل نخواهد شد.

 وقتی از خیابان بدون توجه به چراغ قرمز رد می شویم و همه نظم خیابان را به هم می ریزیم چرا باید از بی نظمی مردم شهر انتقاد کنیم و به جای آن از مردم بلاد دیگر، و نظم و قانون پذیری شان تعریف کنیم؟ این انتقاد ها که گوش شهر را کر کرده است خطاب به کیست؟ آیا شهر ما جز من و شما افراد دیگری هم دارد؟

وقتی من در تاکسی با صدای بلند با تلفن همراهم صحبت می کنم، نباید از رفتار مضحک دیگری هم منزجر شوم.هر گاه ما رعایت کنیم همه رعایت خواهند کرد.حتی اگر همه ی افراد یک شهر رعایت نکنند، باز هم دلیل موجهی برای عدم رعایت این چیزها به دست نمی آید . زیرا هر کسی خودش به تنهایی در مقابل شهرش مسئول است. این مسئولیت دو طرف دارد . یک طرف آن به ادب و تربیت خود فرد اشاره می کند و یک طرفش هم به زیبایی و سلامت شهر. بنابراین اگر زیبایی و سلامت شهر تنها با رعایت من یک نفر درست نمی شود و تنها رعایت کردن من یکی اثر ندارد، به دلیل دوم باید رعایت کنم یعنی برای ادب و تربیت شخص خودم رعایت این چیزها را لازم بدانم. وقتی این طرز تفکر در یک شهر تبلیغ شود آن شهر نجات خواهد یافت.

بیایید شهرمان را دریابیم و آن را دوست داشته باشیم و مسلمانیمان را در زیبایی، نظافت، شادابی و سلامت شهرمان به نمایش بگذاریم.

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:55 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

میزان رعایت آداب و اصول معاشرت و رفتارهای استاندارد اجتماعی، چگونگی شخصیت، اعتبار، آبرو و نفوذ ما را تعیین می کند. آداب معاشرت همان رفتارهای ساده ای هستند که در هر عرفی نشانه ادب، نزاکت، سلامت روانی و تعادل در رفتارند.


آداب معاشرت در عین ساده بودن بسیار مهم اند و موجب حسن روابط ما با دیگران و از بین بردن کدورتها می شود. در زیر برای نمونه به مرور برخی آداب معاشرت اولیه پرداخته ایم.

آقا، خانم ؛ لطفا رعایت کنید

**وارد جمع که می شوید بلند و با خوشرویی سلام کنید و موقع خروج خداحافظی را جدی بگیرید. چه کسی گفته شما دیده نمی شوید و رفتارتان از نظر دیگران اهمیت ندارد. شما همان طوری که هستید، ملاحظه می شوید. پس شخصیتتان را همانطور که دوست دارید ملاحظه شود شکل دهید.

** وقتی به میهمانی، جشن، مراسم تجلیل ،عروسی، عزا و ... دعوت می شوید، دعوت را اجابت کنید مگر اینکه از این اجابت، ضرری قابل توجه متحمل شوید یا ارزشی را زیر پا بگذارید. این قبیل مراسم همیشه فرصتی برای نشان دادن شخصیت افراد و شناخت آنهاست. ضمن آنکه موجب دوستی ها و رفع کدورتها هم می شود. درس خواندن ، سرکار رفتن و ... بهانه درستی برای جای خالی شما نیست. باید طوری برنامه ریزی کنید که اقلا برای یک حضور حداقلی فرصت داشته باشید. وقتی دیگران را جدی بگیرید، با شخصیت شناخته خواهید شد.

** وقتی طبق سنتهای اجتماعی لازم است برای دیگران کادو ببرید از این سنتها بی جهت سرباز نزنید و در کادو خریدن خساست نشان ندهید که نیمی از آبرو و محبوبیت ما در گرو همین چیزهاست.اگر قصد خودنمایی نداشته باشیم با سخاوت در تهیه کادو می توانیم احساس مثبت و احترام دیگران را نسبت به خودمان افزایش دهیم. در مقابل چیزی که به دست می آوریم ، پولی که خرج می کنیم ناچیز خواهد بود. به هیچ وجه این پول را هدر رفته فرض نکنید. یا با آن معامله نکنید مثلا به فکر پس گرفتن مقابلی برای آن نباشید.

**وقتی به شما محبتی می شود هر چند کوچک و ناچیز، تشکر را واجب بدانید. تشکر گاهی در حد کلام و گاهی لازم است در رفتار هم جاری شود. کسی که تشکر نمی کند متکبر یا کم اهمیت تلقی خواهد شد.

**به جای آنکه روی لهجه و لباس و تیپتان کار کنید روی صحت رفتار و گفتارتان دقت کنید. کسانی که به زور ظاهر، خودشان را مطرح می کنند اگر چه مورد توجه قرار گیرند مورد احترام و محبت قرار نمی گیرند. بلکه اطرافیان همواره دوست دارند فرصتی برای انتقاد از اینها پیدا کنند.

** دید و بازدید از اقوام مخصوصا اقوام درجه یک را جدی بدانید و برای آن ارزش قائل شوید. رفتار شما با اعضای خانواده و اقوامتان نشان دهنده روحیات و خرد شماست. قطع ارتباط باخویشان نوعی پیمان شکنی با خدای سبحان به شمار می آید(سوه بقره آیه ٢٧).

کسی که خودش را با جدایی از مردم راحت کند، دیگر نباید از دیدن بی احترامی ناراحت شود. طبیعی است که جدی حسابش نکنند و به نظرش اهمیت ندهند. معاشرت صحیح با مردم نشان دهنده عقل و هوش افراد است

 

 

** با دوستان هم سن و سالتان شوخی کنید اما به شوخی تا حدی عادت نکنید که نتوانید با دیگران با ادب و احترام رفتار کنید. شوخ طبعی وقتی از حد بگذرد دشمن آبرو می شود. همان قدر که یک انسان خشک و عبوس، اصطلاحا نچسب و مورد نفرت است یک انسان لوده نیز از چشم افتاده است هر چند خودش متوجه این مسئله نباشد.

** وقتی به مهمانی تشریف می برید برای صاحبخانه زحمت نباشید و تا حد امکان به او کمک کنید . این کمک کردن از انجام کارهای خودتان مهمتر است زیرا در محبوبیت و انعکاس شخصیت شما بسیار تاثیر گذار است. همیشه تواضع انسان را دوست داشتنی و قابل اعتماد تر می کند.

** ...

ضرورت رعایت آداب معاشرت را درک کنید

اگر چه تغییر عقیده برای خوشایند مردم کار درستی نیست اما رعایت نکردن مسائلی که از آن به آبروداری تعبیر می شود نیز به بهانه تفاوت سلیقه یا تفاوت اعتقاد، از بی خردی است.

 


 

انسان موجودی اجتماعی است و هر چه در اجتماع جایگاه بهتری داشته و از مقبولیت بیشتری بهرمند باشد، از بهداشت روانی بیشتری نیز برخوردار خواهد شد. بی توجهی به آداب معاشرت، موجب از دست دادن اعتبار و مقبولیت اجتماعی _که از نیازهای روانی ماست،_  خواهد شد و کم کم فرد را منزوی خواهد نمود. کسی که خودش را با جدایی از مردم راحت کند، دیگر نباید از دیدن بی احترامی ناراحت شود. طبیعی است که جدی حسابش نکنند و به نظرش اهمیت ندهند. معاشرت صحیح با مردم نشان دهنده عقل و هوش افراد است.

در روایات حسن معاشرت و مدارا با مردم، علامت عقل معرفی شده  است .أَعْقَلُ‏ النَّاسِ‏ أَشَدُّهُمْ مُدَارَاةً لِلنَّاس‏ : عاقلترین مردم کسی است که با مردم بیشتر مدارا کند. (أمالی الصدوق 21 المجلس السادس)هرچه به سنمان افزوده شود بیشتر متوجه اهمیت رعایت آداب و اصول اجتماعی خواهیم شد. زیرا تجربیات گوناگون کم کم به ما می فهماند که چقدر نظر دیگران در پیشبرد اهداف ما و کیفیت زندگیمان موثر است. رعایت آداب معاشرت وقتی بیشترین اهمیت خود را نشان خواهد داد که ببینیم در ازدواج خود و یا فرزندانمان تاثیر گذار گردیده است. زیرا اقبال عمومی همیشه به سمت کسانی بیشتر است که در اجتماع وجهه بیشتری داشته باشند که رابطه مستقیمی با همان رعایت آداب معاشرت دارد.

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:54 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

اهمیت و توجه به حفظ نظافت شخصی


بهداشت و نظافت می تواند جذابیت اجتماعی، تنبل بودن، هوش، طبقه اجتماعی، تحصیلات، میزان اعتماد به نفس، فرهنگ و ... شما را آشکار کند. انسان عاقل و سالم، خواهان نظافت و پاکیزگی است، پیامبران الهی ازجمله پیامبر اسلام(ص) در زمینه‌ طهارت و نظافت، آموزه‌های ارزشمندی دارند تا آنجا که.......


ظاهر اولین شکل ارتباط است که درمعرض کسانیکه ملاقات می کنیم قرار می دهیم. هرکسی که شما را می بیند، در چند ثانیه اول براساس ظاهرتان تصوراتی کلی درمورد شخصصیت تان پیدا می کند. مشخص است که بهداشت شما اطلاعات بسیار زیادی درمورد اینکه که هستید و چطور شخصیتی دارید در دست مخاطب قرار می دهد. بهداشت و نظافت می تواند جذابیت اجتماعی، تنبل بودن، هوش، طبقه اجتماعی، تحصیلات، میزان اعتماد به نفس، فرهنگ و ... شما را آشکار کند.

انسان عاقل و سالم، خواهان نظافت و پاکیزگی است، پیامبران الهی ازجمله پیامبر اسلام(ص) در زمینه‌ طهارت و نظافت، آموزه‌های ارزشمندی دارند تا آنجا که فرمودند: اسلام پاکیزه است ،پس خود را پاکیزه کنید ،چرا که جز پاکیزه به بهشت وارد نشود .(تاریخ بغداد ج٥)

برای مثال فقدان نظافت یک نفر به شما نشان می دهد که آن فرد:

تنبل است

دوست ندارند برای تمیز و مرتب کردن خودشان زحمت بکشند و در نظر دیگران قابل قبول جلوه کنند و این نشان دهنده تمایل آنها برای به معرض نمایش گذاشتن بقیه جنبه های زندگیشان نیز می باشد.

شاید از نظر روانی بیمار باشد

فقدان بهداشت فردی در میان آنهایی که افسردگی دارند بسیار رایج است چون این افراد دیگر نه اراده و نه تمایلی و رغبتی به خوب نشان دادن ظاهر خود ندارند. افراد با مشکلات و بیماری های روحی و روانی دیگر مثل اسکیزوفرنی، برخی ترس ها، یا آلزایمر نیز ممکن است بهداشت خوبی نداشته باشند.

شعور اجتماعی نداشته باشد

کسی که با ظاهری نامرتب در جامعه راه می رود ممکن است سطح شعور و هوش اجتماعی اش پایین باشد. این افراد در دنیای خودشان زندگی می کنند و نمی توانند به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کنند. برایشان هم مهم نیست که دیگران چه نظری درمورد آنها داشته باشند.

خودمحور باشد

کسی که برایش اهمیتی ندارد فقدان بهداشت شخصی او چه تاثیری بر اطرافیانش دارد و برایش هم مهم نیست که دیگران درمورد او چطور فکر کنند، فردی بسیار خودخواه و خودمحور است. این افراد هر چه که بخواهند را در هر زمان که بخواهند و به هر طریقی که بخواهند انجام می دهند و برایشان مهم نیست که دیگران چه می گویند.

ولی از طرف دیگر فردی که به بهداشت فردی خود حساس است مسلما می تواند تاثیری مطلوب در ذهنیت طرف مقابل داشته باشد و جدا از این تاثیر مناسب، می تواند رابطه ای خوب با افراد مختلف برقرار کند.

هر شب قبل از خواب و یا پیش از رفتن به محل کار حمام کنید. حمام کردن نه تنها پوست را تمیز می کند، بلکه سبب می شود تا شاداب تر و سر حال تر به نظر برسید و بوی نامطبوع عرق را از شما دور می کند

لذا اگر خواهان کسب یک موقعیت اجتماعی مطلوب و ارتباطاتی مناسب با اطرافیان ، همکاران، همسالان و .. خود هستید بهتر است که این نکات را در ذهن داشته باشید:

**در محیط کار، فاصله خود را با همکاران دیگر حفظ کنید. خیلی از بیماری های مسری مثل سرماخوردگی، در محیط های شلوغ که فاصله افراد با یکدیگر کم است، منتقل می شوند.

** هر چند وقت یک بار موهای خود را کوتاه کنید تا ظاهری مرتب داشته باشید. همچنین موهای خود را با شستن به موقع، تمیز نگه دارید (در آقایان). در خانمها هم توصیه می شود که برای حفظ نظافت ظاهری خود لباسهای خود را به طور مرتب شسته و اتو کنند و به خاطر پوشش بیشتری که نسبت به آقایان دارند بیشتر به استحمام خود توجه داشته باشند.** بعد از خوردن غذا نخ دندان بکشید و مسواک را فراموش نکنید. اگر ذرات غذا، بین دندان ها باقی بماند، باکتری ها، بوی بدی را در دهان تولید می کنند که موجب آزار همکاران در محیط کار می شود و هم ظاهری نامطلوب دارد.

پیامبر می فرمایند : اگر برامتم سخت نبود ،امر می کردم برای هر نمازی مسواک بزنند. (الفقیه ج١)

 

** حمام کنید. حمام کردن نه تنها پوست را تمیز می کند، بلکه سبب می شود تا شاداب تر و سر حال تر به نظر برسید و بوی نامطبوع عرق را از شما دور می کند.

رسول خدا ( ص) می فرمایند : حق خدا بر هر مسلمانی این است که در هفته یک بار سر و بدنش را شستشو دهد.الجامع الصغیر ج١)

** ناخنهای کثیف و نامرتب نشان دهنده بهداشت ضعیف افراد است. همه ناخنهایتان را به یک اندازه کوتاه کنید و زیر ناخنهایتان را هم مرتبا”‌ تمیز کنید تا جرم و آلودگی در آن جمع نشود. اگر پوست دور ناخن شما خشک شده و یا پوست پوست شده است ، با چند قطره روغن زیتون آن را مرطوب کنید و بعد از 10 دقیقه دستهایتان را بشویید.

امام علی ( ع) : کوتاه ردن ناخن از سنت است و روغن مالیدن پوست را نرم می کند. (تحف العقول ص١٠٠)

** موهای ناخواسته صورتتان را اصلاح کنید. انسانها طبیعتا”‌ موجودات پرمویی هستند اما این به این معنا نیست که ما مجبوریم همه موهایمان را تحمل کنیم. هرگز موهای بینی خود را فراموش نکنید(منظور در اقایان است).حداقل هفته ای یکبار موهای بینی خود را اصلاح کنید تا موهای زائد بینی از سوراخهای بینی بیرون نزند. برای از بین بردن موهای بینی و همینطور موهای زائد داخل و اطراف گوش می توانید از دستگاههای مخصوص اینکار استفاده کنید.

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:53 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

يكي از شفگتي هاي زبان اين است كه : هر چند نظام يگانه اي است اما شكل هاي بسيار متنوعي بخود مي گيرد. به عبارت ديگر: گوناگوني در عين يگانگي بدين گونه كه همه ي مردم ايران خود را از اهل زبان فارسي مي دانند اما مردم هر شهر به شكل خاصي سخن مي گويند.

ويژه گي هاي ذاتي زبان انسان
1
دو ساختي بودن
2
زايايي فوق العاده
3
نا به جايي

الف
دو ساختي بودن زبان :
مراحل ويژگي دو ساختي بودن زبان انساني :
تركيب صداهاي بي معني با هم -> آ، ر، د / ر، ا / ب، ي ، خ، ت
تشكيل ساخت هاي معني دارد «نشانه ها» -> آرد / را / بيخت
تركيب نشانه هاي معني دار با هم «ساخت جمله» -> آرد را بيخت

ب - زايايي فوق العاده زبان :
با اين ويژگي مي توانيم به كمك نظام زبان كه خود محدود است. جملات نامحدود بسازيم. حتي جمله هايي كه از پيش وجود نداشته اند. مثل جمله ي «ابرها پاورچين پاورچين وارد شدند» «گريه ابر بهاري چمن را خنداند»
در آفرينش جمله هاي جديد و گوناگون از ويژگي زايايي «زايش» زبان است.

ج
نابه جايي :
با استفاده از اين ويژگي مي توانيم درباره چيزهايي كه اكنون حاضر نيستند يا حتي اصلاً وجود ندارند سخن بگوييم. درباره حافظ، آدم برفي و ......

 

  انواع گويش هاي يك زبان :

گونه : شكلي كه هر جا و موقعيت معيني بكار مي رود. «موقعيت اجتماعي و مكاني»
لهجه : شكلي كه فقط در تلفظ با هم فرق دارد. صحبت كردن يك اصفهاني به فارسي تهراني
گويش : شكلي كه علاوه بر تلفظ در انتخاب كلمات و قواعد دستوري نيز با هم فرق مي كنند
 

 

  انواع گويش هاي يك زبان :

1 گويش هاي جغرافيايي به ناحيه خاصي تعلق دارد. گويش يزدي، كاشاني، همداني و....
2
گويش هاي اجتماعي : كه هر يك به طبقه يا قشر اجتماعي خاصي تعلق دارد گويش واعظان، بازاريان و ........
3
گويش تاريخي : كه متعلق به دوره خاصي از او و از گذشته يك زبان است. مانند گويش هاي فارسي در دوره هاي پيش يا پس از حمله مغول ، بعد از صفوي، بعد از مشروطه
4
گويش هاي معيار :‌گويش هاي معيار گفتاري و نوشتاري و نظاير آن.  

 

  خود آزمايي درس ششم :
1
شكل هاي مختلف يك زبان را نام ببريد.

گونه، لهجه، گويش  

 

  2 تفاوت معنايي كلمه ي «زبان» را در نمونه هاي زير بيان كنيد.

خوراك زبان، «زبان» عضوي از بدن گاو گوسفند است. زبان رنگ ها، «زبان» بيانگر حالت هاي روحي و رواني است.
زبان فارسي «زبان» وسيله اي براي ايجاد ارتباط و انتقال پيام است. زبان پرندگان «زبان» به معني صوت ها و صداهاست.
 

 

  3 دو ساختي بودن زبان چه فايده هايي دارد؟

ويژگي دو ساختي بودن موجب مي شود كه زبان هاي انساني به چنان امكانات پيچيده و گسترده اي دست يابند كه نظير آنها در زبان هاي ديگر هرگز يافت نمي شود.  

 

  4 براي هر يك از ويژگي هاي زايايي و نا به جايي زبان دو مثال بزنيد:

ويژگي زايايي :
1
گل ها با نوازش نسيم در رقص شدند.
2
سحرگاهان كودكي سرخ رو در افق شرق متولد شد

ويژگي نابه جايي :
1
ديو سپيد در برابر رستم قد علم كرد.
2
ننه سرما بساط خود را در شهر پهن كرد  

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:51 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

نکته طلایی 1 :  هر جمله از دو قسمت نهاد و گزاره تشکیل می شود.

اشکِ این سیل روان ، صبرو دل حافظ برد .

 سیل این اشک روان ( نهاد ) صبر و دل حافظ برد ( گزاره )

نکته طلایی 2 : گزاره گاهی فقط یک فعل است. پرستو های زیبای دریایی مهاجرت کردند.  مهاجرت کردند = گزاره

 نکته طلایی 3 : گاهی گزاره علاوه بر فعل اجزای دیگری هم دارد.  او زندگی اش را دوست. زندگی اش را دوست- دارد. (گزاره )

نکته طلایی  4 : داشتن یا نداشتن اجزا در قسمت گزاره بستگی به فعل جمله دارد.

نکته طلایی5 :  اگر فعل جمله ناگذر باشد،  دیگر نیازی به مفعول و مسند و متمّم ندارد.

 بنابراین افعال ناگذر، افعالی هستند که معنای آن ها با نهاد تمام می شودو به هیچ وجه نیازی به مفعول و مسند و متمّم ندارند. فعل هایی مانند : آمد ، رفت ، دوید ، خشکید ، جهید ، خوابید ،  نشست ، برخاست ، بالید ( رشد کرد )

 پرید و ... این فعل ها هیچ گاه مفعول پذیذ نیستند ودر جواب چه کس را ؟ و یا چه چیز را ؟  نمی آیند.

 روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست.

 نکته طلایی 6 : با فعل ناگذر امکان دارد قید یا متمّم قیدی همراه شود امّا جزءِ اجزای جمله به حساب نمی آیند.

 امروز پدرم به اداره می رود. ( امروز : قید زمان / به اداره : متمّم قیدی )

نکته طلایی 7 : هرگاه فعل جمله ناگذر باشد، آن جمله دو جزئی است. ( نهاد + فعل ناگذر ) قید ها و متمّم های قیدی در شمارش اجزا به حساب نمی آید.

نکته طلایی 8 : نام دیگر فعل ناگذر فعل لازم است.

نکته طلایی 9:  می توان بعضی از فعل های ناگذر را تبدیل به فعل گذرا به مفعول کرد به این نوع گذرا ، گذرای سببی گویند. فرمول گذرای سببی :   بن مضارع از فعل ناگذر + ان + شناسه د یا ید ( اند ، انید )

 مثال :    دوید ( دواند )    اسب دوید.  او اسب را دواند.      پرید ( پراند )       جهید ( جهاند )

نکته طلایی 10 : اگر بخواهیم از دو فعل نشست و شکست گذرای سببی بنا سازیم، فقط از دو حرف اوّل بن مضارع آن استفاده می کنیم.        نشست ( نش + ان + د یا ید ) نشاند         شکست ( شک + ان + د یا ید ) شکاند

نکته طلایی 11 :   بعضی از فعل ها گاهی ناگذر و گاهی گذرا به مفعول هستند. به این نوع افعال ، افعال دو وجهی یا ذو وجهین گویند. فعل هایی مانند :  شکست ، ریخت ، گداخت ، افزود ، گسست دو وجهی هستند. 

نکته طلایی 12 :   بعضی از فعل ها علاوه بر نهاد در قسمت گزاره نیاز به مفعول دارند ، به این نوع افعال گذرا به مفعول یا فعل متعدّی گویند. فعل هایی مانند : زد، خورد ، نوشید ، چشید ، خواند ( قرائت کرد ) کاشت ، دوخت ، پراند ، پوشید ، دید و ...   افعال گذرا به مفعول در جواب چه کس را ؟ یا چه چیز را ؟ می آید.

او درسش را خواند. او چه چیز را خواند ؟  درسش را ( درس : مفعول    / ش : وابسته به مفعول ، مضاف الیه )

نکته طلایی 13 : مفعول گاهی با نشانه ( را ) و گاهی بدون نشانه می آید.

نکته طلایی 14 : اگر فعل جمله ی ما گذرا به مفعول باشد، آن جمله سه جزئی است. ( نهاد + مفعول + فعل )

نهاد و مفعول می توانند ، وابسته داشته باشند امّا این وابسته ها جزءِ اجزای اصلی به حساب نمی آیند.

مادر غذ ا را پخت.     مادرِ مهربان ِ دوست داشتنی ِ من غذایِ لذیذِ خوشمزه ای را پخت.

نکته طلایی 15 : بعضی از فعل ها در قسمت گزاره فقط نیازمند به یک خبر هستند تا رفع ابهام از نهاد نماید.  به این نوع افعال، افعال اسنادی یا افعال گذرا به مسند گویند. افعال اسنادی عبارتند از :  است ، بود ، شد ، گشت ، گردید

نکته طلایی 1۶ : فعل های اسنادی اگر تغییر معنا دهند، دیگر اسنادی نیستند.

         هوا سرد است.          نان در سفره است. ( وجود دارد )

          او عاقل گشت.          او در پارک گشت ( جست و جو کرد ، گردش کرد )

          آب سرد شد.           شد حکیمی پیش حاکم وقت. ( رفت )

          او درس خوان بود.       آب در کوزه بود. ( وجود دارد )

نکته طلایی 17 :  اگر فعل ما اسنادی باشد جمله سه جزئی است و از  ( نهاد + مسند + فعل اسنادی ) تشکیل می شود. مسند ، یک خبر یا یک حالت و یا یک خصوصیّتی است که به کمک فعل اسنادی به نهاد جمله نسبت می دهیم.

مسند در جواب سوال جه ؟ چی ؟ می آید.       تن زنده والا به ورزندگی است.  تن زنده والا چه است ؟ ( به ورزندگی  است .)

نکته طلایی 18- مسند در جملات اسنادی به سه شکل دیده شده است.

الف -  مسند به شکل اسم مانند :  این جا رشت است. ( رشت : مسند )  

ب مسند به شکل صفت  مانند :  پدرم مهربان است. ( مهربان : مسند )

پ -  مسند به شکل ( حرف اصافه + اسم ) این نوع مسند را با متمّم اشتباه نگیریم.

 مثال :     انگشتر مادر از طلا است. ( از طلا : مسند )     این لباس از ابریشم بود. ( از ابریشم : مسند )

نکته طلایی 19 : گاهی مسند برای کامل شدن معنای خود نیازمند به یک متمّم است. این متمّم همراه با مسند یک جزء را تشکیل می دهد. به این نوع متمّم؛ متمّم برای مسند گویند.

مثال : دلش لبریز از محبّت است.     دلش : نهاد          لبریز: مسند         از محبّت : متمّم برای مسند

مثال :  دشت پر از سبزه است.          دشت : نهاد            پر : مسند            از سبزه : متمّم برای مسند

نکته طلای 20 :  فعل های است ، بود ، شد ، گشت و گردید زمانی اسنادی هستند که به تنهایی بیایند.

 هوا سرد است.  ( اسنادی )             او غذا خورده است. ( خورده است : غیر اسنادی )

  او عاقل بود. ( اسنادی )                  او خفته بود. ( خفته بود : غیر اسنادی )

 

اسم چیست ؟ کلمه ای است که برای نامیدن کسی یا چیزی یا حیوانی دلالت کند. اسم نه زمان دارد و نه شخص

 مثال :  فرهاد ، اسب ، رایانه و ...

نکته ی طلایی1 : بعضی از اسم ها بر حالت های درونی دلالت دارند.  مثال : محبّت ، مهر ، انسانیّت ، مردانگی و ...

نکته ی طلایی2 : بعضی از اسم ها  بین اسم انسان و حیوان و عناصر طبیعت و هم چنین گل ها مشترک هستند.

مثال : شقایق ، نسترن ، نیلوفر ، آهو ، پروانه ، ژاله ، شبنم ، ستاره

نکته ی طلایی 3 : مصدر ها ، اسم مصدر ها و حاصل مصدر ها جزءِ اسم ها به شمار می روند.

  مثال : رفتار ، ورزش ، دوخت و دوز ، خوبی ، خود خواهی و ...

توجّه :  اسم از چند نظر مورد بررسی قرار می گیرد.

 1- مفرد و جمع و اسم جمع 2- عام و خاص 3-  معرفه و نکره  4- مفاهیم انتزاعی و مفاهیم عام 5- ساختار اسم ها

* اسم مفرد : اسم مفرد هیچ علامتی ندارد.   مثال : کتاب ، پدر ، معلّم ، زندگی و ...

* جمع : بربیش از دو یا چند اسم دلالت می کند.

 نکته ی طلایی 4 : نشانه های جمع بر دو قسمت تقسیم می شود :

 الف نشانه های جمع فارسی ( ها ان ) مثال : کتاب ها ، مادران ، استادان

 ب نشانه های جمع عربی 

 ب /1 : جمع مذکّر سالم : ( ون ، ین )  انقلابیون ، مدرّسین )

 ب /2 : جمع مونّث سالم : ( ات )   اکتشافات ، اختراعات )

ب /3 : جمع مکسّر :  این جمع قانون مند نیست و سماعی است. مکاتیب ، حِرَف ، ادویه ، اطعمه ، امتعه و ..

نکته ی طلایی 5 :  واژه های فارسی را نباید با نشانه جمع عربی جمع بست. واژه های گزارشات ، پیشنهادات ، سفارشات ، بازرسین ، داوطلبین و ... نادرست هستند.

 نکته ی طلایی 6 :  کلمات فارسی را نباید در قالب جمع مکسّرعربی برد. بنابر این واژه هایی مانند:  بنادر ، میادین ، دراویش ، اساتید و ... نادرست هستند.

 نکته ی طلایی 7 :  جمع مکسّر عربی دوباره قابل جمع بستن نیست. واژه هایی مانند :  اَسنادها ، علوم ها ، مدارکات ، وسایل ها ... نادرست هستند.

 نکته ی طلایی 8 :  واژه هایی مانند : شیر آلات ، ابزار آلات ، سبریجات ، ترشیجات و ... بر مفهوم مجموعه دلالت دارندودر مفهوم جمع نیستند.

* اسم جمع : اسمی است که خود نشانه ی جمع نداردولی در معنا جمع است. مانند : سپاه ، لشکر ، قوم ، گروه ، ملّت و ...

 نکته ی طلایی 9 : اسم جمع را می توان دوباره جمع بست.  ملّت ها ، مردمان ، قوم ها

  نکته ی طلایی 10 :  گاهی پسوند نشانه ی جمع ( ها )  بر مفهوم بیان نوع و تقریب است.

مثال :  سعدی ها ، مولوی ها ، حافظ ها ، طرف های غروب ، دمدمه های صیح

 نکته ی طلایی 11 : هر پسوند ( ان ) نشانه ی جمع نیست بنابراین پسوند ( ان ) انواعی دارد.

۱- ( ان ) زمان : صبحگاهان ، شامگاهان ، سحرگاهان       

 2 - ( ان ) مکان : دیلمان ، گیلان ، سپاهان

3-  ( ان ) فاعلی : خندان ، نازان ، گریان ، شتابان 

4- ( ان )  نسبت : بابکان ، اشکان ، کاویان

 5- ( ان ) مصدری : حنا بندان ، یخ بندان ، شیرینی خوران   6 - ( ان ) شباهت : ماهان ، کوهان

نکته ی طلایی 12 : اگر واژه ای در آخر به واو ( و ) کشیده ختم شود ،به هنگام جمع بستن با نشانه ی جمع ( ان ) بین واژه و نشانه ی جمع ( ی ) میانجی می آ ید.        دانشجو + ی + ان : دانشجویان   هنر جو + ی + ان : هنر جویان

نکته ی طلایی 13 : هرگاه واژه ای در آخر به ( ه ) غیر ملفوظ ختم شود، به هنگام جمع بستن با نشانه ی جمع ( ان ) پسوند ( ه ) حذف می شود و تبدیل به پسوند ( گ ) می گردد.   تشنه + ان : تشنگان     خسته + ان : خستگان

 نکته ی طلایی 14 : واژه هایی مانند : ابرو ، گیسو ، جادو ، زانو ، بانو و ... به هنگام جمع بستن با پسوند ( ان ) نیازی به ( ی ) میانجی ندارند بلکه فقط در تلفّظ یک( و ) افزایش می یابند.

* اسم عام : اسمی است که بر یک مفهوم کلّی دلالت دارد و می توان برای آن نمونه های مختلف آورد. واژه هایی مانند : کتاب ، میز ، درخت ، استان ، شهر ، کشور ، رود ، کوه ، دشت  و ... عام هستند.

 نکته ی طلایی 15 :  اسم عام  سه شرط را می پذیرد: 1- قابل جمع بستن است. کتاب ها    2- پسوند نکره ( ی ) می پذیرد: کتابی  3-  قبل از اسم عام می تواند این ، آن ، همین و همان بیاید.  این کتاب ، همین معلّم

* اسم خاص : اسمی است که منحصر به مفرد است و نمی توان برای آن نمونه های مختلف آورد.

مثال : رشت ، گیلان ، البرز ،  سپید رود ، بندر انزلی ، رخش و ...

نکته ی طلایی 16 :  اسم خاص قابل جمع بستن نیست و قبل از اسم خاص این و آن و همین و همان نمی آید.

             حافظ ها              این سپید رود

نکته ی طلایی 17 : اسم همه ی انسان ها ، اسم کوه ها ، اسم دریا ها ، اسم رود ها ، رودخانه ها ، اسم کتاب های مقدّس ، اسم شهر ها ، کشور ها ، اسم استان ها و ... اسم خاص هستند. فومن ، ایران ، دجله ، سهند ، تورات

 نکته ی طلایی 18 :  اسم بعضی از گل ها ، حیوانات و عناصر طبیعت بین اسم عام و خاص مشترک هستند ، بستگی به کاربرد آن ها در جمله دارد. اگر در نام واقعی خود باشند ، عام هستند در صورتی که نام انسان باشند خاص هستند.  ستاره می درخشد. ( ستاره : عام )   ستاره دختر شایسته ای است. ( ستاره : خاص )

 نکته ی طلایی 19 :  اسامی حیواناتی که جنبه ی مذهبی ، تاریخی و اساطیری دارند ، خاص هستند.

  مثال :  رخش ، مرغ هما ، ذوالجناح ، دُلدُل ، ققنوس و ...

نکته ی طلایی 20 :  تمامی اسم خاص ها شناس ( معرفه ) هستند. اسم شناس اسمی است که در نزد شنونده مشخّص و معلوم باش

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:45 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

این همه آفریده که می بینید که این قدر زیاد است،این همه را آفریننده ای آفرید که خداوند گار است و نعمت های ما از ایشان است.آفریدگار را باید بپرستیم و از نعمت او شکر گذاری و تشکر باید بکنیم.

فکر کردن درباره ی کار آفریننده و آفریده شده،روشنایی و نور یه دل ها می بخشد و فکر نکردن و نادانی کردن تاریکی به دل ها می دهد و  نتیجه نادانی گمراهی است.

*********************************************************************************

باد بهاری وزید از طرف سبزه زار.

باز صدای پرندگان به گوش گردش روزگار رسید.

بلند شو و از فرصت استفاده کن.

وزیدن باد بهاری،صدای آهنگین پرندگان و بوی خوب گلها.

هر چیزی که در نیا هست.

از خداوند یاد میکند.

بلبل و قمری و پرندگان با صدای زیبای خود چه چیزی را یاد آوری کردند؟

یاد خداوند و آفریدگار.

انسان عاقل یه هر چیزی حتی گل و برگ هم نگاه کند.

به شناخت خداوند بیشتر پی میبرد.

و معفت و مهربانی خداوند مانند دفتری است که ورق هایش هیچ وقت تمام نمی شوند.

***

"خود ارزیابی"

1-چه چیزی سبب افزایش روشنایی دل می شود؟

فکر کردن دربارهی کار آفریننده و آفریده شده.

2-منظور از بیت«برگ درختان سبز در نظر هوشیار،هر ورقش دفتری ست معرفت کردگار»چیست؟

یعنی آدم عاقل و زیرک به هر چیزی که نگاه کند بیشتر به شناخت خداوند پی می برد.

3-به نظر شما بلعمی بر چه چیزی تاکید می کند؟

وزیدن باد بهاری،صدای پرندگان،بوی خوب و خوش گلزار.

**************************************************************

تعریف جمله:جمله به مجموع چند کلمه می گویند که مفهومی داشته باشد و پیامی را از گوینده به شنونده منتقل کند.

***************************************************************

انواع جمله:

جمله خبری:به جمله ای می گویند که خبری را بیان می کند مانند:دوستم امروز به مدرسه نیامد.

جمله امری:به جمله ای می گویند که در آن دستوری یا خواهشی وجود داشته یاشد مانند:در را ببند.

جمله پرسشی:جمله ای است که پرسشی را بیان می کند مانند:ساعت چند است؟

جمله عاطفی:جمله ای اسن که در آن احساس شگفتی و عاطفی وجود داشته باشد مانند:چه گل زیبایی!

***********************************************************

برای موزون تر شدن وزیبا و آهنگین تر شدن شعر گاهی جای اجزای آن تغییر می کنند مثلا گاهی اوقات فعل به جای آخر جمله در اول جمله وجود دارد مانند:باز به گردون «رسید»ناله ی هر مرغ زار.

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:43 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 سه حرف اصلی "ح ب ب" : حبّ ٬ حبیب ٬ محبوب ٬ حبیبه

 سه حرف اصلی "ا م ر" : امیر٬ مامور٬ امور ٬ اَمر ٬ اوامر ٬ اُمرا

 سه حرف اصلی "ج ل ل" : جلیل ٬ مجلل ٬ تجلیل ٬ جلال ٬ جَلاله

 سه حرف اصلی "و ح د" : وحید ٬ واحد ٬ موحد ٬ توحید ٬ وحدانیت

 سه حرف اصلی "ح ق ق" : تحقیق ٬ محقق ٬ حقیقت ٬ حقّ ٬ حقوق

 سه حرف اصلی "ش ر ع" : شرع ٬ مشروع ٬ شریعت ٬ شارع ٬ تَشَرُع

 سه حرف اصلی "د ر س" : درس ٬ مدرسه ٬ تدریس ٬ مدرّس ٬ دروس

  سه حرف اصلی "س ج د" : سجده ٬ مسجد ٬ سجود ٬ ساجد ٬ مساجد

 سه حرف اصلی "ش ر ک" : شرکت ٬ شراکت ٬ شریک ٬ مشرک ٬ شِرک

 سه حرف اصلی "س ک ن" : مسکن ٬ تسکین ٬ سکنی ٬ سکونت ٬ ساکن

 

نکته: آیا معنی همه این واژه‌ها را می‌دانید؟

 



تاريخ : شنبه 1 آذر 1393برچسب:, | 14:42 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |


 

آتشفشان روزنه‌ای در سطح زمین است که سنگ‌های گداخته، خاکستر و گازهای درون زمین از آن به بیرون فوران می‌کنند. فعالیت آتشفشانی با برون‌افکنی سنگهای مذاب، با گذشت زمان باعث پیدایش کوه‌های آتشفشانی بر سطح زمین می‌شود. آتشفشان‌ها معمولاً در نقاطی یافت می‌شوند که صفحه های سخت پوسته زمین‌ساخت، همگرایی یا واگرایی دارند. هر آتش فشان سه قسمت اصلی دارد : ۱دهانه که نوک آتشفشان است . ۲ اتاقک مواد مذاب و داغ آتش فشان : محلی که مواد مذاب قبل از فوران آن جا جمع می شود . ۳ مجرای مرکزی : محل اتصال اتاقک به دهان آتش فشان است .


درون زمین تودهٔ سنگهای آذرین با حرارت بسیار زیاد(حدود ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد و بیشتر ) وجود دارد که ماگما (تَفتال) نامیده می شود. ماگما با رسیدن به سطح زمین، سرد و جامد شده و گُدازه نامیده می‌شود که این فرایند باعث تشکیل آتشفشان می‌شود. در ماگما و گدازه حباب‌های گاز وجود دارد که در زمان فوران باعث انفجار می شود. بروز آتشفشان تأثیراتی به همراه دارد که یکی از آن‌ها تغییر آبوهوا است. آتشفشان می‌تواند باعث بارش باران و ایجاد رعد و برق شود. آتشفشانها می توانند تأثیراتی درازمدت در وضعیت آب‌وهوا ایجاد کنند. از طرف دیگر، گدازههایی که سریع حرکت می‌کنند، می توانند باعث مرگ انسانها شوند؛ چون خاکستر حاصل از بروز آتشفشان، تنفس را دشوار می کند.

 

گونه‌های آتشفشان‌ها
نوع ماگمای درون زمین می تواند آتشفشان‌های متفاوت ایجاد کند. اگر ماگما کاملا رقیق باشد، گاز درون آن به آسانی رها می شود و در نتیجه انفجاری صورت نمی‌گیرد. به این ترتیب، ماگما فقط از کوه بیرون می آید و در کنارهها جریان می یابد؛ مثل آتشفشان هایی در هاوایی و کوه «اتنا». اگر ماگما غلیظ و چسبناک باشد، گاز درونش به آسانی رها نمیشود، در نتیجه انفجار صورت میگیرد.
قله آتشفشان اساریچیو که در جزیره‌های کوریل روسیه قرار دارد. این تصویر توسط یک ماهواره گرفته شده‌است.

آتشفشان‌های نقطه‌ای که مواد گداخته از یک محل بیرون می‌آید (آتشفشان نوع مرکزی).
آتشفشان‌های شکافی یا خطی که فوران آن در امتداد یک شکاف صورت می‌گیرد.

انواع آتشفشان‌های نقطه‌ای عبارتند از:

آتشفشان‌های نوع هاوایی یا سپری
آتشفشان‌های نوع استرومبولی
آتشفشان‌های پرکابی
آتشفشان‌های نوع پله
آتشفشان‌های نوع ولکانو

انواع آتشفشان‌های شکافی یا خطی عبارت اند از:

فوران‌های خطی غیر انفجاری
فوران‌های خطی انفجاری


 

رابطهٔ آتشفشان‌شناسی با سایر علوم زمینی

ژئوفیزیک: برای اثبات و آگاهی از کانون‌های درونی آتشفشان‌ها و پیشگویی شکل و محل و موقعیت آن.
ژئوشیمی: تعیین دقیق عناصر که بصورت مواد جامد، مایع و گاز از آتشفشان خارج می‌شوند.
ترمودینامیک: برای فهم و ارزیابی نیروی حرارتی آتشفشان و انرژی حاصله از آن و رابطه تشکیل مواد گداخته با حرارت و فشار و همچنین انجماد آن.
سنگ‌شناسی: جهت اطلاع از اختصاصات گدازه و شناسایی دقیق سنگ‌های آتشفشانی.
رسوب‌شناسی: پراکندگی و نحوه انتشار مواد جامد آتشفشانی در دریاها و خشکی‌ها که به صورت خاکستر، توف، برش و ته‌نشین می‌شوند.

 

بررسی ساختمان آتشفشان

آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد )از درون زمین به سطح آن راه می یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان ایجاد می نماید. آتشفشان یکی از پدیده های طبیعی و دائمی زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد.
تولید مواد آتش فشانی و پدیده های مؤثر در ایجاد آتشفشان از دوره پرکامبرین تا عهد حاضر تغییر چندانی نداشته است و آنچه در این راستا تغییر کرده است، نوع دانسته ها، چگونگی اندیشیدن و نحوه بهره گیری از آنهاست.آتشفشانها پدیده های جهانی هستند و در سایر کرات منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین یک پدیده عادی محسوب می شود و آتشفشان بی شک در کیهان نیز رخ می دهد.
همچنین پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است. فوران های فومرولی در برخی کرات مانند قمر آیو در سیاره مشتری یک پدیده عادی می باشد. زبانه های آتش و لکه های خورشیدی را جدا از ماهیتشان، می توان نوعی فوران آتش فشانی در خورشید تلقی نمود. علم آتشفشان شناسی به مباحث نحوه تشکیل و تحول ماگما، چگونگی جابجایی و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نیز تحولات آنها در اتاقک های ماگمایی، چگونگی فعالیت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشانی در سطح زمین، چگونگی تحول مواد آتشفشانی و اشاره می کند. علم آتشفشان شناسی از برخی علوم زمین چون پترولوژی ، تکتونیک جهانی، ژئوشیمی، چینه شناسی ، رسوب شناسی ، ژئوفیزیک ، کیهان شناسی و برخی دیگر از علوم تجربی مانند شیمی، فیزیک ، آمار و ریاضی کمک می گیرند.

آتشفشانها دستگاههایی هستند که سطح زمین را با مناطق درونی زمین ، یعنی جایی که بر اثر بالا بودن دما ، سنگها به صورت مذاب‌اند، مربوط می‌کند و از آن گدازه‌های آتشفشانی ، مواد آذر آواری و گازها خارج می‌شود. هنگامی که مواد مذاب به سطح زمین می‌رسند. غالبا برجستگیها و اشکال خاصی ایجاد می‌کنند. در بسیاری از آتشفشانها ، فعالیت به یکباره به اتمام نمی‌رسد و در اکثر موارد ، مراحل خروج مواد یا مراحل فعالیت آتشفشانها با مراحل آرامش توام است. مرحله آرامش یک آتشفشان ، که ممکن است بسیار طولانی هم باشد، به نام مرحله خاموشی آتشفشان نامیده می‌شود (مانند مرحله فعلی سهند).


در بعضی از آتشفشانها مرحله خاموشی ممکن است دائمی باشد، اما این امر نسبی است. اصطلاح آتشفشان معمولا تصوری از کوه مخروطی را در خاط تجسم می‌کند که قله آن شکل قیف مانند داشته و دهانه آتششان در داخل آن قرار دارد و معمولا از آن دودهای غلیظ و رنگی خارج می‌شود. بسیاری از محققین سعی کرده‌اند برای فعالیتهای آتشفشانی که به صور مختلف انجام می‌پذیرد، نظم و ترتیب قائل شده و آنها را رده‌بندی نماید. انواع فعالیتهای آتشفشانی بر اساس اهمیت مواد خارج شده به قرار زیر است:
فورانهای اصلی

معمولا تحت عنوان فوران اصلی از مراحل تشکیل یک آتشفشان جدید صحبت می‌شود. این فورانها را نمی‌توان از فورانهایی که دودکش مسدود دارند مجزا نمود. ولی می‌توان ادعا کرد که در فورانهای اصلی دودکش جدید حاصل می‌شود در حالی که در فورانهای گازی فقط دودکش قدیمی دوباره باز می‌گردد از نظر توصیفی مراحل تولید یک آتشفشان به شرح زیر است: اول خاکهای محل دهانه بر اثر انفجار به اطراف پراکنه می‌شود. این عمل با لرزشهای موضعی شدید همراه است. بعد فوران گاز شروع می‌گردد که آبهای زیرزمینی و گل را به خارج پرتاب می‌کند و پس از باز شدن دودکش آغاز می‌گردد که قطعات سنگ با شدت به اطراف پراکنده می‌شود و برش خاصی تولید می‌کند که به آن برش حفر دودکش می‌گویند. و به این ترتیب آتشفشان متولد می‌شود و تمام آتشفشانهایی که در قرن اخیر فعالیت نموده‌اند در مجاورت آتشفشانهای قدیمی تولید شده‌اند.

 

فورانهای گازی

فوران گازی انفجاری ممکن است دهانه مسدود آتشفشان را باز نماید و یا قله آن را به خارج پرتاب کند. در حالی که فاقد هرگونه گدازه است. نمی‌توانیم منشا گازهایی را که سبب انفجار می‌شوند با اطمینان تعیین کنیم، زیرا انفجار ممکن است مربوط به خروج گازهای ماگمایی یا مربوط به آبهای زیرزمینی باشد که بر اثر گرما تبخیر گردیده‌اند. فورانهای گازی غالبا در آتشفشانهای نیمه خاموشی که دهانه مسدود دارند، حاصل می‌شود. فورانهای مزبور بوسیله دانا (Dana) نیمه ولکانیک ، بوسیله موکالی اولتراولکانیک و بوسیله فون‌ولف فوران غیر‌مستقیم نامگذاری گردید. از بین گازها هم بخار آب دارای اهمیت فوق‌العاده است.

 

فورانهای آبدار

درحالت کلی هنگامی که سفره‌های آبدار زیرزمینی در مجاورت ستونهای ماگمایی قرار گیرد، آب آن گرم و به بخار تبدیل می‌شود. افزایش فشار باعث انفجار مخزن بخار می‌گردد و در این حالت از فورانهای آبدار صحبت می‌شود. این قبیل فورانها انفجاری‌‌اند و به همین دلیل به آنها انفجار آبدار می‌گویند. مآرهای بازالتی به این طریق بوجود می‌آیند. انفجار آبدار دارای انواع متفاوتی به شرح زیر است:

نوع اول

یکی از انفجارهای آبدار شناخته شده مربوط به ناحیه گوگردزایی پما‌تانگ‌باتا در سوماتر در سال ۱۹۳۳ است. در ناحیه مزبور ، دو هفته قبل از فوران ، زمین لرزه‌ای سبب باز شدن شکافهایی در زمین گردید و آبهای سطحی به داخل آبها نفوذ نمود. این آبها در اثر برخورد با گازهای گرم ماگمایی به دمای جوش رسید و سپس تبخیر گردید. در نتیجه انفجارهایی تولید شد که بخار آب تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح زمین بالا رفت و قطعات سنگهای قدیمی و گل تا ۱۱۰۰ متر به هوا پرتاب شد و دو دهانه بزرگ در محل خروج ایجاد شد.

نوع دوم

فوران سودتسی سال ۱۹۶۳ در ایسلند با انفجار آبدار شروع گردید. در این منطقه گدازه‌ها به کف دریای کم‌عمقتر نزدیک شد و از برخورد آن با آب دریا انفجار مهیبی به وقوع پیوست و بخار آب همرام خرده سنگ تا ارتفاع زیاد به هوا پرتاب شد.

نوع سوم

فوران آبدار کیلوئه در سال ۱۹۲۴ را نتیجه نشت سطح گدازه در دریاچه گدازه و حجاری آتشفشان و نفوذ بعدی آب به داخل مجاری خالی تصور می‌کنند. در اینجا تماس آب با گدازه ، فوران انفجاری بسیار شدیدی تولید نمود و تا ۱۷ روز ادامه داشت.


مراحل فعالیت آتشفشان

هر آتشفشان را می‌توان بر حسب مراحل فعالیت در دو گروه قرار داد:

آتشفشان یک مرحله‌ای

که فعالیت آن در طی یک مرحله به صورت محصول انفجاری یا جریان گدازه خاتمه می‌یابد. مدت این قبیل فعالیت ممکن است کوتاه و تا چندین سال طول بکشد ولی ترکیب و نوع مواد مذاب یک سال است و تنها یک مسیر ساده برای خروج مواد وجود دارد.

 

آتشفشان چند مرحله‌ای

که فعالیت آن شامل مراحل مختلف است و هر مرحه بوسیله دوره آرامش نسبتا طولانی از هم جدا می‌شود، مثلا دماوند یا سبلان. در هر مرحله ممکن است مجاری خروج (دهانه و مخروط‌های فرعی) جدیدی بوجود آید. بنابراین مسیر خروج پیچیده و انشعابی است. به نحوی که در زمانهای مختلف بعضی از آنها فعال و بعضی به صورت غیر فعال باقی می‌مانند.

 

انواع گازهای آتشفشانی

اصولا با کاهش فشار ، حلالیت گازها در ماگما کم می‌شود، یعنی ابتدا گازها بیش از فشار خارج است، به سرعت انجام می‌شود و رفته رفته مقدار آن به حدی زیاد می‌شود که ماگما منظره جوشان پیدا می‌کند (پدیده وزیکولاسیون Visiculation) بنابراین پدیده وزیکولاسیون پدیده‌ای است که در آن ماگما به دو فاز مایع و گاز تفکیک می‌شود و به علت خروج سریع گاز ، گدازه حالت جوشان پیدا می‌کند.


مقدار قابل ملاحظه‌ای از گازهای آتشفشانی ، هنگام فعالیت آتشفشان با شدت هر چه تمامتر از آن خارج می‌گردد که مشخص نمودن جنس آنها بسیار مشکل است، زیرا غالبا غیر ممکن است این گازها را که دارای دمای زیاد بدست آورد. به علاوه با ورود گازهای آتشفشانی به اتمسفر ، واکنشهای شیمیایی انجام می‌شود و ترکیب اصلی آنها تغییر می‌کند. جدیدترین بررسیهایی که در مورد گازهای آتشفشانی انجام شده است نشان می‌دهد که بسیاری از گازهای آتشفشانی منشا ثانوی دارند، چون اتمسفر اکسید کننده است در حالی که در اعماق زمین شرایط احیا غلبه دارد. از اینرو گازهای آتشفشانی را از دو نظر می‌توان تقسیم نمود.

تقسیم بندی گازهای آتشفشانی از نظر شیمیایی

بطور کلی گازهای آتشفشانی یا فومرولها از نظر شیمیایی به دو دسته تقسیم می‌شوند :
فرمرولهای قلیایی : به صورت آمونیاک ، نوشادر و بعضی از ترکیبات کلردار خارج می‌شوند.
فومرولهای اسید : به مراتب فراوانتر از فومرولها قلیایی است و شامل اسید کلریک ، گازهای سولفورو و سولفوریک و SH2 می‌شود. رنگ قهوه‌ای و گاه زرد و یا بنفش نتیجه تاثیر این گازها بر سنگها در محل خروج گازهاست.

تقسیم بندی گازهای آتشفشانی از نظر دما

اصولا انواع گازهای آتشفشانی را بر حسب دما تقسیم بندی می‌کنند. البته هر قدر از دهانه آتشفشان دور شویم دمای گازها کاسته می‌شود و هر قدر زمان استراحت آتشفشان زیادتر باشد دمای آنها کمتر می‌شود. با افزایش دما مقدار SO2 زیاد و SH2 کم می‌شود در همین شرایط نسبت Ca به H2 , CO2 به H2O افزایش می‌یابد.

گازهای خیلی گرم

گازهای خیلی گرم ، غالبا در دهانه دیده می‌شوند، دمای آنها ممکن است گاهی به ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد نیز برسد. در ترکیب این نوع گازها H2/NH3BO3H3/SH3/CO2 و بویژه بخار آب وجود دارد (غالبا بخار آب بیش از ۹۰ درصد حجم کل گازها را تشکیل می‌دهد). به علاوه در آن اسید کلریدریک و کلریدهایی مانند FeCl3/ALCl3/CLNa/NH3Cl نیز پیدا می‌شود.

گازهای گرم

در نزدیکی پوزول قدیمی در ایتالیا آتشفشانی وجود دارد که فقط بخار آب گرم از بعضی از نقاط آن خارج می‌شود. کف این منطقه به صورت تشتگی به قطر ۴۰۰ تا ۵۰۰ متر است و از خاکسترهای آتشفشانی بسیار حفره‌دار پوشیده شده است. در اینجا بخار آب سوت زنان خارج می‌شود. دمای این بخار آب که با مقداری کمی اسید کربنیک و سولفید هیدروژن مخلوط است بین ۱۳۰ تا ۱۶۵ درجه سانتیگراد است. در مجاورت اکسیژن هوا ، سولفید هیدروژن ابتدا به گوگرد و سپس به اسید سولفورو تبدیل می‌شود.
به دلیل وجود همین گوگرد در گذشته آن را سولفاتارا یا گوگردزا می‌نامیدند. سیلیس موجود موجود در محیطهای سیلیکاته نیز به صورت اوپال ته نشین می‌شود که رنگ آن سفید و دارای حفره‌های فراوان است. در داخل حفره‌های مزبور گاهی سولفاتهای محلول به صورت زاج طبیعی آلونیت (سولفات آلومینیوم) رسوب می‌نمایند که از نظر اقتصادی دارای اهمیت است. بطور کلی سولفاتار عبارت از خروج بخار آب و سولفید هیدروژن ، با دمای ۹۰ تا ۳۰۰ درجه سانتیگراد است و در تمام مناطق آتشفشانی دیده می‌شود.


گازهای سرد

گازهای سرد که به آن موفت Moffette هم گفته می‌شود گازی است که کمی از هوای معمولی گرمتر باشد. این گازها ممکن است منشا ماگمایی داشته یا نتیجه تصاعد گازها از سنگهای آهکی باشد (انحلال آهک در مجاورت گازهای اسیدی). در ترکیب آن علاوه بر بخار آب ، گاز CO2 به فراوانی یافت می‌شود. در سال ۱۹۸۶ از یکی از دریاچه‌های کامرون (دریاچه نیوس Nyos) ناگهان گاز CO2 با نیروی عظیم از درون آب بیرون آمد و راه دهکده را در پیش گرفت. بیش از دو هزار نفر اهالی دهکده و چهارپایان را حقه کرد. این گاز منشا ماگمایی داشت و به صورت حباب عظیم در زیر آب دریاچه (از منشا آتشفشانی) پنهان بود.


 

چشمه‌های آب گرم و چشمه های معدنی

چشمه‌های آب گرم غالبا در اطراف نواحی آتشفشانی و حتی در اطراف آتشفشانهای خاموش دیده می‌شوند. این چشمه‌ها نشانه‌ای از آخرین مرحله سرد شدن مواد ذوب در درون زمین‌اند که از آن بخار آب و گازهای کم و بیش گرم متصاعد می‌گردد. ترکیب عمده مواد متصاعد بخار آب بسیار گرم و پرفشار و گاز کربنیک است که در هنگام بالا آمدن تدریجا از گرمای آن کاسته می‌شود. اگر صعود همچنان ادامه یابد بخار آب تقطیر می‌شود و به صورت چشمه‌های آب گرم تظاهر می‌کند. دمای چشمه‌های آب گرم عموما ۵ تا ۱۰ درجه سانتیگراد گرمتر از آب محیط اطراف است.
فورانهای آتشفشانی معمولا براساس شکل دهانه ای که از آن فوران صورت می گیرد، محل قرار گیری دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط آتشفشانی و بالاخره خصوصیات عمومی فوران (آرام یا شدید انفجاری یا غیر انفجاری) طبقه بندی می شوند. گدازه های اسیدی به علت درصد Sio2 بالا و درجه حرارت نسبتا پایین دارای گرانروی (ویسکوزیته) بالا و سیالیت پائین بوده و در نتیجه به صورت انفجاری همراه با مواد پرتابی می باشد. اما در گدازه های بازیک به علت درصد Sio2 پائین و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروی پائین بوده و سیالیت افزایش می یابد و در نتیجه مواد پرتابی با مقدار کم و فوران آرام انجام می شود

انواع فوران
-
نوع هاوایی:
این نوع آتشفشان به شکل گنبدی می باشد و بیشتر مخروط آن از گدازه رقیق با ضخامت زیاد و گسترش کم است. ارتفاع این نوع آتشفشان نسبتا کم است. از دهانه آن اغلب گدازه های بازیک با سیالیت بالا و مواد پرتابی کم، بیرون می ریزد. به علت وجود میزان کم گاز در گدازه این نوع آتشفشان، فوران جریانی در آن دیده می شود.ماگمایی که به سطح می رسد، معمولا به صورت فواره یا چشمه های گدازه ای خارج می شود. این نوع آتشفشان در جزایر هاوایی به تعداد زیاد یافت می شود. در جزیره ایسلند نیز از این نوع آتشفشان یافت می شود.

۲- نوع استرومبولی:

در آتشفشان های نوع استرومبولی ماگمای نسبتا رقیق با ترکیب بازیک و مواد پرتابی کم تا زیاد می باشد که مواد پرتابی به صورت ریتمی از اسکوری های ملتهب‏، لاپیلی و بمب می باشد. عمده فعالیت این نوع آتشفشان در ساحل غربی ایتالیا دیده شده است. فعالیت های آرام استرومبولی از دهانه های باز صورت می گیرد و گدازه های نسبتا سیال در افق های بالایی مجرای آتشفشان وجود دارند. به علت گرانروی بالای ماگما، خروج گاز زیادتر از انواع ماگماهای سیال نوع هاوایی صورت می گیرد.
فوران های طولانی مدت استرومبولی می تواند مخروطهای مختلط را تشکیل دهد، در حالی که فوران های کوتاه مدت معمولا مخروط های اسکوری دار را تشکیل می دهند. خاکستر در این نوع آتشفشان کم بوده و به هنگام انفجار تولید ابرهای سبک وزنی را می کند.شیب مخروط این نوع آتشفشان از شیب آتشفشان نوع هاوایی خیلی بیشتر است.


۳- نوع وولکانو:

در نوع وولکانو، گدازه های خمیری شکل، دهانه آتشفشان را مسدود می کند و مانع خروج گازها و بخارات می شود. پس از آن که فشار گازها و بخارات بر اثر تراکم زیاد شد، انفجارات شدید تولید می کند. بر اثر انفجار، ذرات مواد مذاب با فشار به خارج رانده شده و بر اطراف پرتاب می شوند و تولید ابرهای ضخیم و وسیعی از خاکستر را می کنند. این ذرات خاکستر، پس از سرد شدن در اطراف دهانه آتشفشان ریخته شده و تولید مخروطی از خاکستر می کند.

این نوع مخروط آتشفشانی اغلب دارای دو شیب است که یکی به طرف دهانه و دیگری به طرف خارج است گدازه مذاب در آن ها به صورت روانه، خیلی کم و نسبتا محدود است.
یک کوه آتشفشان ممکن است مدتی به شکل یک نوع و مدتی دیگر به شکل نوعی دیگر آتشفشانی می کند. چنان که آتشفشانی کوه وزوو و اتنا. گاهی از نوع استرومبولی و زمانی از نوع وولکانو می باشد.

۴- نوع پله:

در آتشفشان نوع پله که در جزیره مارتینیک قرار دارد، مجرای آتشفشانی به وسیله گدازه بسیار لزج و خمیری شکلی مسدود می شود و در نتیجه گازها و بخارات برای خود سوراخ و راهی در دامنه و پهلوی کوه پیدا می کنند. ابرهای سوزان در این نوع آتشفشان تقریبا شبیه نوع وولکانو می باشند ولی شدت خروج آنها از دهانه زیادتر است. به علاوه، حرکت آنها موازی با سطح زمین و گاهی مایل با آن است، در حالی که در نوع وولکانو این حرکت به صورت قائم می باشد. در آتشفشان نوع پله، اغلب مواد مذابی که خیلی غلیظ و خمیری شکل هستند با فشار زیاد از دهانه خارج می شوند و به شکل سوزنی در دهانه کوه منجمد می شوند که به این مواد منجمد شده در دهانه کوه، سوزن پله می گویند.


۵- نوع کومولوولکان یا کوپول:

مخروط این نوع آتشفشان به شکل گنبد است که به یک طرف بیشتر متمایل است. این نوع آتشفشان در شرایطی تقریبا مشابه نوع پله ایجاد می شود. قطعات بزرگی از سنگ، که از دهانه این نوع آتشفشان خارج می شود، ممکن است دارای سطوح صیقلی یا مخطط باشند

 

مشخصات آتشفشان

آتشفشانها دستگاههای طبیعی خروج مواد مذاب یا گاز و یا جامدی هستند که از درون زمین به خارج رانده می‌شوند. این مواد در سطح زمین پخش گردیده ، برجستگیهای خاصی متناسب با غلظت گدازه‌های خود تولید می‌نمایند. فعالیت آتشفشانها همیشگی نیست، بلکه منقطع و متناسب است. مثلا آتشفشان دماوند چندین مرحله فوران و آرامش را داشته است. آتشفشانهای امروزی هم خاموش و گاهی فعالند.


شدت انفجار

آتشفشانها از نظر وجود یا عدم وجود انفجار و نیز شدت انفجار اقسام مختلفی دارند که در زیر به انواع آنها اشاره می‌کنیم.
بدون انفجار : در این حالت قسمتی از پوسته جامد زمین شکافته شده و گدازه‌ها که غالبا غلظتی کم داشته و روان می‌باشند، به بیرون جاری می‌شوند.
با انفجار محدود : نمونه آتشفشانهای با انفجار محدود در مونالوآ (هاوایی) که در سال ۱۹۴۹ دیده شده است. اینگونه آتشفشانها در مراحل اولیه فعالیت ، بدون انفجار می‌باشند، ولی در مراحل آخر با انفجار همراهند.
انفجار نقطه‌ای : این نوع آتشفشانها را می‌توان گونه‌های حقیقی آتشفشان به حساب آورد انفجارهای نقطه‌ای ممکن است منفرد و تنها باشند یا تکراری و کم و بیش همیشگی. این نوع آتشفشانها احتمال دارد در هر نوبت گونه‌های خاصی از گدازه که ممکن است اسیدی یا قلیایی و یا حد واسط باشند، بیرون بریزند. نمونه این آتشفشانها ، آتشفشان استرومبولی در جزایر لیپاری است.

 

مفاهیم آتشفشان شناسی

ماگما Magma:

ماده طبیعی، داغ و سیال که عمدتا سیلیکاته بوده و ماده اصلی سازنده سنگ ها به شمار می رود.

گدازه Lava:

ماگمایی است که به سطح زمین راه یافته است. گدازه می تواند در سطح زمین مانند رودخانه جریان یابد یا تشکیل دریاچه را بدهد.

گرانروی ماگما ( ویسکوزیته Viscosity) :

هر چه میزان Sio2 در ماگما بیشتر باشد، گرانروی ماگما بیشتر شده و سیالیت کاهش می یابد. گرانروی ماگما، میزان مقاومت ماگما در مقابل جریان یافتن است یا میزان اصطکاک داخلی ماگما که به ترکیب شیمیایی، دما و فشار حاکم بر ماگما بستگی دارد. واحد گرانروی NS/m2 که به آن پواز می گویند و با u نشان داده می شود.

آشیانه های ماگمایی:

شواهد ژئوشیمیایی، ژئوفیزیکی و پترولوژیکی نشان دهنده آن است که در زیر اغلب آتشفشان ها آشیانه های ماگمایی وجود دارد. اشیانه های ماگمایی دارای اشکال و اندازه های متعددی می باشد (از ۰۰۱/۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر مکعب یا بیشتر) و به صورت منفرد تا شبکه ای پیچیده که توسط دایک ها و سیل ها برهم مرتبط می شوند. ژرفای آشیانه های ماگمایی متغیر می باشد ولی به طور کلی آشیانه های ماگمایی در ژرفای کم، بهتر تشکیل می شوند. آشیانه های ماگمایی در اعماق بیشتر از نظر حرارتی گرم تر و از نظر شیمیایی مافیک تر و دارای بلورهای درشت تری می باشند.


دیاپیر Diapirs:

واژه دیاپیر از دو کلمه Dia به معنی ( از وسط یا از میان ) و Peiro به معنی ( سوراخ کردن یا رخنه کردن ) اقتباس شده است. تصور بر این است که معمولا ماگماها از گوشته ( اغلب استنوسفر ) منشاء می گیرد و به صورت دیاپیر حرکت می کند. دیاپیرها توده های سنگی یا ماگمایی شناوری هستند که ضمن حرکت به سمت بالا، سنگ بالائی را سوراخ می کنند.
در زون زاگرس، به ویژه در جنوب ایران و در مناطق بندرعباس ، داراب و شهرکرد گنبدهای نمکی با چگالی و گرانروی کمتر به سن کامبرین زیرین وجود دارند که سنگ های رسوبی بالایی خود را با چگالی و گرانروی بیشتر قطع کرده اند و از میان آنها خود را به سطح زمین رسانده اند. به نظر می رسد که سنگ هایی که توسط این گنبدها قطع شده اند، اغلب بیش از ۱۵ کیلومتر ضخامت دارند.

توده های نفوذی:

شکل توده های نفوذی با توجه به سنگ های دربرگیرنده (میزبان) به ۲ دسته تقسیم می شوند:

الف توده های نفوذی که سنگ میزبان و سنگ های مجامد را قطع می کنند مانند باتولیت ، ایتوک و دایک

ب توده های نفوذی که با سنگ میزبان حالت موازی مانند سیل ، لاکولیت و فاکولیت

دایک:

توده های آذرین نفوذی تخته ای یا دیواره مانند که شیب تندی داشته و لایه بندی یا فولیاسیون سنگ های دربرگیرنده را قطع می کند.


سیل:

توده های آذرین نفوذی تخته ای که به موازات ساختمان های صفحه ای سنگ در برگیرنده نفوذ می نماید.

باتولیت:

توده های نفوذی بزرگ و معمولا متقاطع با سنگ های درونی که وسعت بیرون زدگی های آنها بیش از ۱۰۰ کیلومتر مربع می باشد.

استوک :

توده های کوچک و متقاطع سنگ های درونی، با بیرون زدگی کمتر از ۱۰۰ کیلومتر مربع.

لاکولیت:

مجموعه وسیعی از سنگ های آذرین در بین لایه های رسوبی را لاکولیت گویند که به صورت عدسی شکل می باشد. لاکولیت ها معمولا از سیل ها ستبرتر ولی در ازای آن کمتر است. که لویولیت، فاکولیت و بیسمالیت حالات خاصی از آن می باشند.

بیسمالیت:

لاکولیتی است که قسمتی از سقف آن بر اثر شکستگی ها به طرف بالا رانده شده است.


فاکولیت:

اشکالی از مواد گداخته که به صورت هم شیب باتاق تاقدیس یا ناو ناودیس لایه های رسوبی، انجماد می یابد. فاکولیت می تواند بی ریشه باشد و از ذوب موضعی سنگ های رسوبی به هنگام چین خوردن به وجود آید.

لوپولیت:

توده های بزرگ و معمولا هم شیب با سنگ های درونی بوده و به شکل عدسی شکل یا با سطح محدب می باشد.

 

مناطق آتشفشانی در ایران

- آتشفشان دماوند:


مخروط آتشفشانی دماوند در شرق تهران و ۶۰ کیلومتری ( فاصله هوایی ) آن با مختصات “۲۴ ‘۰۶ ۵۲۰ طول شرقی و “۰۵ ‘۵۷ ۳۵۰ عرض شمالی واقع شده است. نزدیکترین شهرها به این آتشفشان به ترتیب عبارتند از: رینه (در دامنه جنوبی) ، پلور، دماوند و فیروزکوه ( در شرق ). گسترش گدازه ها و مواد آذر آواری در دماوند در حدود ۴۰۰ کیلومتر مربع و در محدوده ای به طول ‘۱۸ ۵۲۰ تا ‘۵۹ ۵۱۰ و عرض “۳۰ ‘۰۴ ۳۶۰ تا “۳۸ ‘۴۸ ۳۵۰ را شامل می شود.

ارتفاع قله آتشفشانی دماوند از سطح دریا ۵۶۱۰ متر می باشد. ۲ مسیر برای صعود به قله وجود دارد؛مسیر اول جنوب شرق که مسیر نسبتا آسانی است و مسیر دیگری مسیر شمالی که صعود از طریق آن بسیار مشکل و خطرناک است. زمستان های منطقه دماوند بسیار سرد همراه با یخبندان و تابستانهای آن معتدل می باشد. در بیشتر ماه های سال قله آتشفشانی دماوند پوشیده از برف است و مناسبترین ماه برای صعود به قله، مرداد ماه می باشد. بخشی از سفیدی قله دماوند که در مرداد ماه قابل مشاهده است، متعلق به گوگردهای متصاعد شده از دهانه مخروط می باشد. مخروط آتشفشانی دماوند در شرق البرز مرکزی قرار دارد. اگر البرز غربی و شرقی را امتداد دهیم، در محل دماوند این دو امتداد از هم دور می شوند.

آتشفشان البرز مربوط به ولکانیسمی است که در کواترنر در البرز مرکزی رخ داده است. تمامی ساختمانهای تکتونیکی از جمله: گسلها ها، تراست ها، چین های البرز مرکزی که در منطقه دماوند وجود دارند، زمانی که به محدوده گدازه ها می رسند، محو می شوند. آتشفشان دماوند به صورت مخروط نامتقارنی است که در قسمت جنوب غرب آن گدازه ها گسترش بیشتری دارند. ریفت مخروط آتشفشانی بیانگر این موضوع است که فعالیت این آتشفشان منحصر به دهانه مرکزی نبوده است بلکه دهانه های جانبی نیز در ایجاد مخروط نقش داشته اند. تعدادی دهانه جانبی در ارتفاعات بالای مخروط در سمت جنوب غرب و شمال شرق قرار دارند اما فعالیت اصلی این آتشفشان از دهانه مرکزی آن صورت می گیرد.


در ترکیب سنگ شناسی آتشفشان دماوند بر اساس میزان Sio2 و ترکیب کانی شناختی آن ۳ گروه سنگی قابل تفکیک هستند:

الف سنگ های بازیک: که این سنگ ها در محدوده پلور و رینه و پل ورکوه دیده می شوند. این سنگ ها نسبت به دیگر سنگ های دماوند قدیمی تر می باشند. زیرا بر روی سنگ های بازیک منطقه پلور مقدار کمی گدازه های حدواسط (تراکی آندزیت) مشاهده می شود. این گدازه ها تنها در دامنه های کم شیب دماوند مشاهده می شوند و مقدار آنها از سایر سنگ ها کمتر است. این گدازه ها به علت درصد Sio2 پائین و سیالیت بالا دارای وسعت بیشتری است.

ب سنگ های حدواسط: که حجم اصلی سنگ های آتشفشانی منطقه را دارا است شامل گدازه ها و سنگ های آذرآواری می باشد و ترکیب کانی شناختی تراکی آندزیت و تراکیت دارند. تغییرات سنگ شناسی و ژئوشیمیایی تراکی آندزیت ها و تراکیت ها تدریجی بوده و انواع حدواسط بین این دو فراوانند.

ج سنگ های اسیدی: که مرز بین سنگ های اسیدی و حدواسط در سنگ های آتشفشانی دماوند تدریجی است. این سنگ ها در دامنه قله شمالی کوه هاره و با ضخامت حدود ۱۰۰ متر بر روی آهک های لار قرار گرفته اند.
این گدازه ها به طور متناوب همراه با مواد توفی به شدت دگرسان شده می باشند.
این گدازه ها متراکم و قرمز رنگ بوده و فنوکریست های پلاژیوکلاز و هورنبلند در آنها قابل تشخیص است.
د- سنگ های ولکانی کلاستیک که در بخشهای جنوبی، شرقی و غربی دماوند بیشتر دیده می شود و در بخشهای شمالی کاهش می یابد. سنگ های ولکانو کلاستیک به ۲ دسته پیروکلاستیک و اپی کلاستیک تقسیم می شوند. نهشته های پیروکلاستیک شامل انواع توف های آتشفشانی دماوند شامل موارد زیر می باشند:

I – توف های شیشه ای دره هزار، توف تراکیتی جنوب قله دماوند، توف شیشه ای شمال دماوند و توف شیشه ای پومیسی رینه.
II –
برش آتشفشانی دماوند.
III –
نهشته های ریزشی پومیسی.
IV –
نهشته های جریانی پیروکلاستیک غرب دماوند و بالای روستای آبگرم.
V –
نهشته های جریانی بلوک و خاکستر.
VI –
نهشته های اپی کلاستیک که در بخشهای جنوبی و شرقی دماوند قابل مشاهده است.

در ارتباط با نحوه تشکیل آتشفشان دماوند نظریات مختلفی ارائه شده است که در ذیل به آنها اشاره خواهد شد:

اوسینیکو ( ۱۹۳۰ ) معتقد است که منطقه گسلها دار اسک و آبگرم باعث بالا زدن گدازه ها شده است.
کریستا ( ۱۹۴۰ )، یک خمش در کمان البرز را مسبب تشکیل آتشفشان دماوند دانسته است.
آلن باخ ( ۱۹۶۶ )، معتقد است که گسلها های تشکیلات رسوبی موجب صعود گدازه ها به سطح زمین گشته اند.
جانگ و همکاران ( ۱۹۷۵ )، با اعتقاد بر برخورد صفحات عربستان و اوراسیا، فرورانش صفحه عربستان در امتداد سطح بینوف و ذوب این صفحه در اعماق و ایجاد ماگمای آتشفشانی، علت پیدایش نمونه های کالکوآلسکالن ایران مرکزی را مربوط به عمق زیاد این منطقه ذوب می دانند که در نتیجه دور بودن از تراست و عمق زیاد ذوب، سنگ های آتشفشانی آلکالن آشکار شده اند.
بروس و همکاران ( ۱۹۷۷ ) با توجه به ترکیب شیمیایی گدازه های دماوند آن را آتشفشان ویروس و دور از زاگرس در نظر گرفته و تشکیل آن را مرتبط با برخورد صفحه عربستان و اوراسیا و فرورانش نوع خاص و ذوب پوسته اقیانوسی می دانند.
علی درویش زاده (۱۳۶۴) عقیده دارد که آخرین حرکت کمپرسیونی (فشارشی) که فلات ایران را تحت الشعاع قرار داده و سبب چین خوردگی، بالا زدگی و جمع شدن پوسته قاره ای ایران گردیده، محل تاشدگی البرز را هم تحت فشار قرار داده است و این فشار موجب فعال شدن شکستگی های عمیق و خروج مواد مذاب گردیده است.
نوگل سادات (۱۹۸۵) معتقد بود که حرکت گسلها هایی که دارای خمیدگی هستند، باعث ایجاد یک منطقه کشش در محل خمیدگی گشته و آتشفشان دماوند نیز اثر چنین پدیده ای است.
ایران نژاد (۱۳۷۰) معتقد است که گسلها های عمیق منطقه می توانند شرایطی را ایجاد کنند که از طریق آن ماگمای آلکاسن به سطح زمین برسد. گسلها های اسک، بایجان، نوا، سفیدآب، شاهان دشت و ورارود در منطقه شناخته شده و تا زیر دماوند ادامه دارند.

 

۲- آتشفشان سهند:


این آتشفشان در ۴۰ کیلومتری جنوب تبریز با ارتفاع حداکثر ۳۷۱۰ متر واقع شده است. تعیین سن مطلق گدازه های مختلف آن سن ۱۲ تا ۱۴۰ هزار سال را نشان می دهد (۱۳۵۶). به عقیده معین وزیری فعالیت های آتشفشانی سهند در چندین مرحله صورت گرفته اند و در بین این مراحل آرامش نسبی وجود داشته است. وفور خاکستر به همراه قطعات یومیسی تا فواصل دور پراکنده شده اند که نشان گر انفجارات شدید آتشفشان سهند است.

بلندترین قله، مجموعه متناوبی از برش، پیروکلاستیک ها و آهک سیلیسی است که طی دو مرحله فعالیت به وجود آمده اند. مرحله اول به صورت انتشار روانه های برشی و مرحله دوم شامل خروج گدازه های داسیتی است. ترکیب سنگ شناختی سهند شامل آندزیت، داسیت، ریوداسیت و ریولیت به همراه مواد آذرآواری فراوان می باشند. ماگمای تشکیل دهنده این سنگ ها اشباع از سیلیس بوده و دارای آلومینیوم زیادی است.

مطالعه این آتشفشان نشان می دهد که ولکانیسم در آب صورت گرفته و آثار انواع ماهی در مناطق اطراف توده سهند بیان گر آن است که سهند را دریایی کم عمق فرا گرفته است. با آغاز فعالیت این آتشفشان در اواسط دوره میوسن و ایجاد شرایط نامطلوب، گروهی از پستانداران به صورت دسته جمعی از بین رفته اند که آثار این جانوران در حوضه های رسوبی اطراف مشهود است.

توده آتشفشانی سهند در واقع یک استراتوولکان شامل پیروکلاست ایگنمبریت و گدازه است که توسط دودکش های مختلف و پراکنده در یک منطقه وسیع بیرون ریخته شده اند. در فاصله دوره های آتشفشانی سهند، رسوبات سیلابی رودخانه ای و یخچالی تشکیل شده اند که غالبا تا شعاع چندین ده کیلومتری اطراف مراکز آتشفشان گسترش یافته اند. توده آتشفشانی سهند به وسعت بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر مربع، رسوبات دوره میوسن و قدیمی تر را پوشانده است. تشکیلات ولکانو سدیمنت آن به شعاع چند ده کیلومتر از دامنه های سهند به طرف جلگه های اطراف گسترش یافته اند.

 

۳- آتشفشان سبلان:


این آتشفشان در باختر شهر اردبیل به ارتفاع ۴۸۱۱ متر قرار دارد که در واقع خط تقسیم حوضه های آبریز ارومیه و رودخانه ارس به شمار می رود. رشته کوه آتشفشانی خاموش سبلان از دره قره سو در شمال غرب اردبیل شروع و در جهت شرقی غربی به طول ۶۰ کیلومتر و عرض تقریبی ۴۸ کیلومتر تا کوه قوشاداغ در جنوب اهر ادامه می یابد. مخروط آتشفشانی سبلان از نوع چینه ای است که گدازه های آن سطحی معادل ۱۲۰۰ کیلومتر مربع را اشغال کرده اند. مخروط سبلان ساختمان مرکزی عظیمی است که بر روی یک سیستم هورست با روند شرقی غربی قرار گرفته است.

دیدون و ژرمن ( ۱۹۷۶) سن این آتشفشان را پلیوکواترنر می دانند. اما باباخانی، سکویه و ریو (۱۳۶۹) اظهار می دارند که نخستین جریان گدازه سبلان بر روی توف ها و کنگلومرا های الوار قرار دارند که از نهشته های کواترنر پیشین حوضه مشکین شهر هستند. دیدون و ژرمن فعالیت آتشفشانی سبلان را به ۳ بخش تقسیم می کنند:

الف جریانات گدازه ای سبلان کهن که بیشترین بخش کوه سبلان را در بر میگیرد و شامل آندزیت های زیرین و میانی و جریان گدازه داسیتی است.

ب فرونشست که بخش مرکزی ساختمان پیشین گسیخته شده که نتیجه آن ایجاد یک فرورفتگی دایره ای به قطر ۲۰ کیلومتر است و همزمان با فرونشست کالدار، فوران های انفجاری نیز روی داده است و از مواد آذرآواری تشکیل شده است.

ج گنبدها و جریانات گدازه ای سبلان جوان که پس از فروریزش کالدار، فوران مواد آتشفشانی صورت گرفته که بلندترین بخش های مرکزی آتشفشان را تشکیل می دهند.
لازم به ذکر است که فعالیت های آتشفشانی سبلان از نوع آلکالن سریک است.

 

۴- آتشفشان تفتان:


تفتان یک آتشفشان جوان و نیمه فعال به سن پلیوسن کواترنر در بلوچستان و ۵۰ کیلومتری شهر خاش قرار دارد. ارتفاع این آتشفشان از سطح دریا ۴۰۵۰ متر و از دشت های اطراف ۲۰۰۰ متر است. این آتشفشان در روی فیلیش های کرتاسه بالایی و ایوسن بنا شده است. اولین فوران تفتان شامل گدازه ها و سنگ های پیروکلاستیک با ترکیب داسیت و ریوداسیت در ۲۰ کیلومتری غرب شمال غرب قله فعلی شروع شده است ( گانسر ۱۹۶۶ ).

فعالیت مجدد تفتان شامل: گدازه های داسیتی و آندزیتی متعلق به اواخر پلیوسن در ۱۰ کیلومتری شمال غرب پس از یک آرامش منجر به تشکیل طبقات اگلومرا، یک انفجار مهم در ۲ کیلومتری جنوب قله امروزی به وقوع پیوسته که اثر آن امروزه به صورت گودال فرسایشی دیده می شود.

یکی از ویژگی های جالب در تفتان، ناهماهنگی کانی شناسی و تحول معکوس کانی ها در آندزیت های کواترنر این آتشفشان دیده می شود. در گدازه های تفتان سنگ های بازیک مشاهده نمی شود. سنگ های آذرآواری و توف های پومیسی بخش وسیعی از شرق و جنوب غرب آتشفشان تفتان را می پوشانند که این سنگها عمدتا از پومیس و پرمیسیت تشکیل شده اند.

 

۵-آتشفشان بزمان:


سنگ های آتشفشانی نفوذی شمال گودال جازموریان مجموعه سنگ های ماگمایی بزمان را شکل می دهند. این کمپلکس ماگمایی جزء زون ماگمایی ارومیه دختر محسوب می شوند. سنگ های نفوذی منطقه بزمان از گرانیت آلکالن پورفیری با فلدسپات های پتاسیم دانه درشت، گرانیت های دورنیلنددار، گرانودیوریت تا کوارتز دیوریت تشکیل شده اند که دارای ۶۴ تا ۷۴ میلیون سال سن می باشند.

سنگ های خروجی این منطقه شامل سنگ های داسیتی، آندزیت داسیتی و بندرت ریولیت، ایگنمبریت و توف های شیشه ای متبلور تشکیل می دهند که در جنوب شرق آتشفشان بزمان رخنمون دارند. سنگ های آتشفشانی بزمان عمدتا آندزیت، بازالت و کمی الیوسن بازالت می باشند. آتشفشان دارای ساختمان استراتوولکان پیچده ای می باشد و انواع گدازه های آندزیتی، داسیتی و ریوداسیتی در دامنه شرقی آن زیادتر است. مخروط اصلی این آتشفشان از اجتماع برش های ایگنمبریتی، پرمیس و گدازه تشکیل شده که به طور متناوب قرار گرفته اند.

 

۶-آتشفشان آرارات:


آرارات یک آتشفشان استراتوولکان است که وسعتی در حدود یک هزار کیلومتر مربع را اشغال کرده است. این آتشفشان در محل تلاقی شکستگی های بزرگ با جهت شرقی غربی و غربی جنوب شرقی قرار گرفته است. در منطقه آرارات، بر روی رسوبات کواترنر، توف های قرمز تحتانی و سپس گدازه های آندزیتی، داسیتی و ریوداسیتی ریخته شده اند و در پایان نیز روانه های بازالتی منطقه را می پوشانند.

 

 



تاريخ : جمعه 30 آبان 1393برچسب:, | 16:26 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

نام آزمایش:

آزمایش کوه آتشفشان (تجزیه ی آمونیوم دی کرومات)

وسایل و مواد مورد نیاز:

1)بشر 800 میلی لیتری لیتری _یک عدد2)لوله ی آزمایش متوسط_یک عدد3)تشتک شیشه ای _یک عدد4)آمونیوم دی کرومات_50گرم به شکل خرد شده 5)ورقه یا مقوای بزرگ_یک عدد6)الکل ،پنبه ،کبریت _به مقدار لازم

مشاهدات وطریقه ی انجام کار:

مقدار دی کرومات را که به رنگ نارنجی دیده می شود روی تشتک شیشه ای میریزیم البته قبل از آن هم باید وزن آن اندازه گیری شده باشد.این مقدار را به صورت تپه ای درمی آوریم.(چرا؟) تا درهنگام انجام واکنش همه ی وکنش دهنده مصرف شود و به این دلیل به این واکنش کوه آتش فشان می گوییم چون آمونیوم دی کرومات روی هم قرار می گیرد تا کاملاً تجزیه شود.کبریت را روشن می کنیم وآنرا کاملاً به تپه ی ساخته شده نزدیک می کنیم .اگر درصد خلوص آمونیوم دی کرومات بالا باشدقاعد تاً باید واکنش صورت بگیرد اما چون نمونه ی در اختیار ما ساخت داخل و با درصد خلوص پایین است با نزدیک کردن کبریت هم واکنش کاملاً صورت نمی پذیرد و ما مجبوریم تااز راه دیگری برای حرارت دادن به ماده ی واکنش دهنده وارد شویم.کمی پنبه را آماده کرده و الکل برآن می ریزیم تا آتش گیرد.

چند نکته ی مهم در اینجا:

1) آمونیوم دی کرومات باید خرد شده باشد(چرا؟) علت این است که سطح تماس ذرات آن را با آتش بیشتر می کند و زود تر و کامل تر واکنش انجام می شود.

2)باید دقت داشت که پنبه ی آغشته شده به الکل را مستقیماً نباید با دست نگه داشت و باید از وسیله ی آزمایشگاهی مناسب استفاده کرد.

3) مقدار الکل استفاده شونده باید به مقدار کمی باشد چون برای انجام واکنش به مقدار اندکی حرارت نیازمندیم.

با نزدیک کردن پنبه ی افروخته شده به تپه ی آمونیوم دی کرومات می بینیم که این بار واکنش صورت می گیرد .منظره ی جالبی پدیدارمی شود در عین ناباوری می بینیم که تپه ی ساخته شده از بالا به سمت داخل بازاویه ی قائم شروع به واکنش می کند و پس از چند لحظه این چنین مشاهده میشود دقیقاً برعکس حالت اولیه این بار از داخل شروع به بیرون انداختن مواد تجزیه شده می کند و به عبارت دیگر مانند کوه آتشفشان فوران می کند و تا حدوداً یک الی یک و نیم متری مواد را به اطراف می پاشد.با دیدن این صحنه برای جلوگیری از پرتاب مواد به بیرون از محوطه از یک بشر 800میلی لیتری استفاده می کنیم. بشر عمد تاً برای گرم کردن محلول ها و مایع ها استفاده می شود اما این بار به گونه ی دیگر ی از آن استفاده می کنیم. فوراً بدون هیچ درنگی بادیدن صحنه ی بالا بشر را سرو ته کرده و به آرامی روی تشتک می گذاریم تا از فوران جلوگیری کنیم.اما در عین اینکه بشر روی محیط واکنش قرار گرفته است ولی بازهم واکنش ادامه می یابد و پس از مدتی روی بشر قطرات بخار آب را مشاهده می کنیم.

دو نتیجه می توان از این عمل گرفت :

1)در انجام واکنش اگر اکسیژن وجود نداشته با شد مشکلی در انجام واکنش پیش نمی آید.

2)با مشاهده ی بخار آب حدس میزنیم یکی از فراورده ها آب خواهد بود.

 

پس از مدتی واکنش کاملاً به اتمام می رسد وحاصل یک تپه ی 50گرمی آمونیوم دی کرو مات خاکستری است که به چشم دیده می شود .شایان ذکر است خاکسترتولید شده حجم بیشتری را اشغال کرده است اما وزن کمتری دارد(؟؟چرا؟ مگر نباید طبق قانون پایستگی جرم جرم واکنش دهنده و فراورده برابرباشد)با اندکی تفکر در می یابیم که ما در عین انجام واکنش یکی از فراورده ها را دیدیم یعنی همان بخار آب تولید شده در هنگام واکنش.ولی با اندازه گیری مجدد خاکستر و بخار آب باز هم جرم اولیه بدست نمی آید پس مطمئن میشویم که فراورده ی دیگری هم وجود دارد که همان نیتروژن است.پس واکنش به این صورت خواهد بود که در اثر گرما میدهد



تاريخ : جمعه 30 آبان 1393برچسب:, | 16:24 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

 پوكه معدني ، دانه هاي سبك حاصل از فعاليتهاي آتشفشاني است . مزيت عمده پوکه معدني نسبت به مصالح ساختماني مشابه از قبيل شن و ماسه ، وزن مخصوص بسيار كم، دارا بودن درجه سختي بالا و نيز تخلخل آن مي باشد. رنگ اين ماده معدني سفيد يا خاكستري مايل به سفيد يا زرد است . پوكه معدني داراي دانه بندي هاي متفاوت از ذرات غباري تا قطعات بزرگ با قطر بيش از 100 ميليمتر است.هر يك از اندازه هاي فوق براي مصارف بخصوصي كاربرد دارند. نمونه اي از نحوه استخراج پوكه معدني به صورت عدسي هايي با قطر 50 تا 100 متر و ارتفاع حدود 5 متر در زير لايه هايي از خاك و سنگ وجود دارد. پس از حفر ترانشه توسط بلدوزر عمليات باطله برداري يعني برداشتن سنگ و خاك از روي لايه هاي پوكه معدني انجام مي شود. درمرحله بعد عمليات بارگيري به كمك لودر صورت مي پذيرد.ماده معدني به وسيله كاميون كمپرسي از محل معدن حمل مي شود.

 سابقه مصرف پوكه معدني: مهندسين رومي در گذشته از اين ماده معدني در ساختمان هاي باستاني سال 1348 شمسي ( 1969 ميلادي ) استفاده مي کردند . در حال حاضر علاوه بر مصرف داخل ايران به كشورهاي حاشيه خليج فارس ، امارات متحده عربي، عربستان و... نيز صادر مي گردد.

*خواص پوكه معدني*

 •وزن مخصوص پائين ( 5/ 0 تا 7 / ) به طوري كه روي آب شناور مي ماند.

 • عايق صدا، گرما و سرما است.

مقاوم در مقابل آتش سوزي؛ به طوري كه تا 760 درجه سانتيگراد هيچ تغييري در حجم و شكل آن حاصل نمي شود. نقطه ذوب اين ماده معدني 1342 درجه سانتيگراد مي باشد.

 • استحكام؛ بتون و مصالح تشكيل شده از پوكه معدني از ميزان بالاي دوام نسبت به وزن برخوردار مي باشد.

مواردمصرف:جهت شيب بندي بامها وكف ساختمان(دانه ها و ذرات كوچكتر از 40 ميليمتر)

 • براي تهيه بلوكهاي سبك سقفي و ديواري ، مو زائيك سبك ، بتون سبك ، براي قطعات باربر سبك و قطعات جدا كننده ( دانه ها و ذرات كوچكتر از 15 ميليمتر)

 • به عنوان عايق صدا براي موتور خانه ها ومحلهاي صدادار (دانه هاي 2 تا 40 ميليمتري)

بعنوان عايق حرارت براي سردخانه ها، گرمخانه ها و پوشش لوله هاي حرارتي (دانه هاي 2 تا 40 ميليمتر)

براي استفاده كشاورزي در مناطق كم آب به دليل خاصيت جذب و نگهداري آب (از ذرات ريز تا دانه هاي 30 ميليمتري)

براي رنگبري پارچه ها (قطعات 20 تا 50 ميليمتري)

براي استفاده در ساختمان سدها، اسكله ها و پلها (ذرات پودر مانند)

 • نكته قابل توجه اينكه بتون ساخته شده از پوكه معدني علاوه بر سبكي، در مقابل عوامل مختلف مختلف محيطي نيز داراي استحكام و مقاومت فوق العاده اي مي باشد.

مخلوط اين ماده با آهك شكفته تشكيل نوعي سيمان طبيعي را مي دهد كه در زير آب و بيرون آب سخت مي گردد در صنعت سيمان مي توان از اين م اده معدني به عنوان يكي از اجزاء مهم تشكيل دهنده سيمان استفاده نمود.

درصد اختلال تا 40 % سيمان پرتلند پوزولان

 •درصد اختلاط بيش از 40 % سيمان پوزولان

 سنگ پا نوعی سنگ آذرین است که از سرد شدن گدازه‌های آتشفشانی شکل می‌گیرند. وجه تسمیه سنگ‌پا از آن جهت است که بنا به قابلیت بالای سایندگی ، از آن برای زداندن لایه‌های سفت مرده پوست در پاشنه پا استفاده می شود.

در گذشته از چنین سنگهای آذرزینی که متخلخل بوده استفاده می‌شد، هرچند   امروزه انواع پلاستیکی آن نیز موجود است

 

 



تاريخ : جمعه 30 آبان 1393برچسب:, | 16:23 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |

 

مشخصه داخل کره زمین افزایش تدریجی دما، فشار و چگالی مواد تشکیل دهنده با افزایش عمق است. برآورد می­شود که دما در عمق 100 کیلومتری بین 1200 تا 1400 درجه سانتیگراد باشد، درحالی که دما در مرکز کره زمین ممکن است از 6700 درجه سانتیگراد نیز تجاوز نماید. افزایش تدریجی در دما و فشار با عمق، مشخصات فیزیکی و در نتیجه رفتار مکانیکی مواد تشکیل دهنده زمین را تحت تاثیر قرار می­دهد. وقتی ماده­ای تحت گرما قرار می­گیرد، اتصالات شیمیائی آن ضعیف شده و مقاومت مکانیکی آن کاهش می­یابد و درصورتی که دما از نقطه ذوب ماده مورد نظر فراتر رود اتصالات شیمیائی شکسته شده و پدیده ذوب اتفاق می­افتد. اگر دما تنها معیار تعیین کننده ذوب مواد بود در این صورت باید کره زمین تبدیل به یک توپ مذاب با یک پوسته نازک جامد می­شد. درحالی که فشار نیز با عمق افزایش می­یابد و تمایل دارد که مقاومت سنگ­ها را افزایش دهد. بر اساس مشخصات فیزیکی و مقاومت مکانیکی میتوان زمین را به 5 لایه مختلف تقسیم بندی نمود: لیتوسفر[4] ، استنوسفر [5]، مزوسفر[6] یا گوشته پایینی،  هسته بیرونی و هسته درونی.

لیتوسفر(سنگ کره)

بر اساس مشخصات فیزیکی، لایه بیرونی کره زمین شامل پوسته و لایه خارجی گوشته است که تشکیل دهنده یک لایه نسبتا سرد و صلب میباشند درحالی که این لایه­ها از مواد متفاوت شیمیایی تشکیل شده است، ولی بدلیل سرد بودن و مقاوم بودن رفتار واحدی را از خود نشان می­دهد (شکل 2).

لیتوسفر در قسمت قاره­ای بطور متوسط 100 کیلومتر ضخامت دارد ولی ممکن است به بیش از 250 کیلومتر در زیر قسمتهای قدیمی قاره­ها برسد. در زیر اقیانوسها ضخامت لیتوسفر از چند کیلومتر در قسمت رشته کوههای اقیانوسی[7] تا حدود 100 کیلومتر در قسمتهای قدیمی­تر و سردتر پوسته اقیانوسی می­رسد.

استنوسفر:

در زیر لیتوسفر و در قسمت فوقانی گوشته، تا عمق 660 کیلومتر، یک لایه نرم و نسبتا ضعیف قرار دارد که به عنوان استنوسفر شناخته می­شود. قسمت بالای استنوسفر  دارای چنان دما و فشاری است که منجر به ذوب بسیار اندکی از این لایه ­می­شود. در برابر این ناحیه ضعیف، لیتوسفر جدا از لایه زیرین خود است و نتیجه این جدا بودن حرکت مستقل لیتوسفر نسبت به استنوسفر است.

مزوسفر یا گوشته پائینی:

  زیر ناحیه ضعیف استنوسفر، افزایش فشار اثر دمای بالا را خنثی کرده و سنگها تا حدودی با افزایش عمق مقاومتر می­شوند. در عمق 660 کیلومتر تا 2900 کیلومتر یک لایه صلب­تر به نام مزوسفر ( کره میانی ) یا گوشته پائینی یافت می­شود. برخلاف مقاومت آنها، سنگهای مزوسفر همچنان گرم بوده و توانائی جریان یافتن را دارا می­باشند.

 

هسته داخلی و خارجی:

هسته که تشکیل یافته از آلیاژ آهن نیکل می­باشد، به دو لایه تقسیم می­شود که مقاومت مکانیکی کاملا متفاوتی را نشان می­دهند. هسته خارجی یک لایه مایع به ضخامت 2270 کیلومتر می­باشد. ثابت شده است که جریان آهن مذاب در این لایه باعث ایجاد میدان مغناطیسی در کره زمین است. هسته داخلی یک کره به شعاع 3486 کیومتر است. برخلاف دمای بالاتر هسته داخلی، مواد تشکیل دهنده آن مقاومتر هستند.